ذهن ناخودآگاه ما و کهن اسطوره ضدقهرمان – 2

ما همه این ساختار داستانی را می شناسیم حتی اگر به آن با نگاه تحلیل کهن اسطوره نیندیشیده باشیم.

- در فیلم جدید کمپانی Marvel ، پلنگ سیاه Black Panter ، شخصیت منفی داستان (اریک Erik Killmonger ) پسر کوچکی است که پدرش در کودکی به دست برادر خود (بلک پنتر Black Panther) که پادشاه سرزمین افسانه ای "واکاندا"ست در حادثه ای ناخواسته به قتل می رسد و او تمام کودکی پر از رنج خود را در تنهایی و بی هیچ کمکی از سوی خانواده ثروتمند خود در محله ای فقیر در نیویورک می گذراند و بزرگ می شود. او پسر یتیمی است که در سالهای کودکی و نوجوانی خود بی عدالتی علیه سیاهان را در جامعه امریکا با تمام وجود احساس می کند و این تجربه های تلخ شخصی در برابر تاریکی های جهان، خشم و نفرتی عمیق را علیه تمامی آنان که سیاه نیستند و به سیاهان ستم می رانند و همچنین خانواده خود و از همه بیشتر پلنگ سیاه Black Panther افسانه ای را در دل خویش رشد می دهد و این او را آماده رها ساختن خشم علیه کسانی می کند که از آنها نفرت دارد.

- شخصیت کوبا Koba در "سیاره میمونها" (میمونی که به دست انسان اسیر و وحشیانه شکنجه شده و به همین دلیل سرشار از نفرت انسانهاست. نفرتی که او را تا جنون و جنایت پیش می راند)

- شخصیت "لرد دارث ویدر" Lord Darth Vader و دو نسل بعد "کایلو رن" Kylo Ren در مجموعه فیلمهای جنگ ستارگان ( که در اولی "انیکن اسکای واکر" پس از قتل مادر خود توسط مردم شنی Sand People با تسلیم به خشم خود و در مسیر انتقام قتل مادرش، همه مردمان شنی را از مرد و زن و کودک قتل می رساند و با خروج از دستور مبارزان "جدای" و پشت کردن به همه آرمانهای خود تبدیل می شود به "لرد دارث ویدر" که تجسم قدرت و انتقام نیروهای اهریمنی است و دو نسل پس از او در سری جدید فیلمهای جنگ ستارگان تداوم این نفرت را در داستانی مشابه در "بن سولو" Ben Solo می بینیم که با رنجش و خشم از "لوک اسکای واکر" که استادش بود با این سوء تفاهم که لوک تصمیم به قتل او داشته به راهی مشابه قدم می نهد که سرانجام آن سقوط در خشم و انتقام و ناامیدی است که تحول او به کایلو رن Kylo Ren ضدقهرمان اصلی سری جدید داستانهای جنگ ستارگان را رقم می زند.)

- و همچنین است شخصیت "مگنتو" Magneto در X-Men که نفرت، خشم و رنجش را از بی عدالتی که بر او و خانواده اش در اردوگاههای کار اجباری جنگ جهانی دوم رفته است به نیرویی اهریمنی و مخرب برای انتقام بدل می سازد.

- در دزدان دریایی کارائیب نیز دیوی جونز Davy Jones مخوف ترین ضدقهرمان داستان دریانورد جوانی بود که عاشق کالیپسو Calypso یکی از خدایان دریا می شود و در رنجش از بدعهدی او نفرتی را در قلب می پروراند که او را به شیطانی مخوف بدل می سازد ولی از آنجا که از عشق کالیپسو رهایی نداشت قلب خود را از سینه خارج و در صندوقی قفل بر آن می زند. تصویر قلب دیوی جونز در صندوقی قفل زده، سمبل تبدیل عاشقی ناامید و طلسم شده به تجسم تسلط تاریکی و ترس بر دریاهاست.

- حتی در داستانها و کارتونهای کودکان این کهن اسطوره را بارها در ضدقهرمانها به تکرار می بینیم چون لوتسو Lotso در قصه اسباب بازی Toy Story که تصور می کند به دور انداخته شده است و به عشق و محبتش خیانت شده و از این رو ابتدا نفرت از کودکان و سپس از دیگر اسباب بازیها را در دل پرورش می دهد و از تصور "خود قربانی بودن" به هیولایی بی رحم بدل می گردد.

شاید یکی از قدیمی ترین کهن اسطوره ها که بازتاب چنین ضدقهرمانی است داستان "هابیل و قابیل" Cain and Abel باشد. ریشه نفرت قابیل از هابیل در حقیقت رنجش و بیزاری او از تصوری است که از بی عدالتی خداوند در مورد خود دارد. زیرا آنگاه که هردو برادر هدیه و قربانی خود را به خداوند تقدیم کردند، بی هیچ دلیل مشخصی برای قابیل، هدیه و قربانی هابیل مورد پذیرش واقع شد و قربانی قابیل مورد پذیرش قرار نگرفت. قابیل برادر بزرگتر است و می اندیشید که نه تنها مستحق تر است بلکه سخت زحمت کشیده است ولی همیشه بقابیل است که بهره از مهر دیگران و خداوند دارد و اینگونه است که در دل خود این رنجش از تصور بی عدالتی را تا آلودن دستانش به خود برادر تداوم می بخشد و هرآنگاه که به تاریخ فرزندان قابیل در کتاب مقدس می نگریم در می یابیم که چگونه این رنجش و ناامیدی به نفرتی جاودان و شیطانی در تاریخ بشری بدل گشت تا انجا که در کتاب عهد عتیق نخستین سازنده سلاح برای جنگ از نسل قابیل است.