واژه شاه در تاریخ ایران تفاوتی بنیادین با "مَلِک" در عربی و "کینگ" در انگلیسی دارد.
این تفاوت یکی از مهمترین بنیادهای اندیشه ایرانی است. مَلِک در عربی مفهومی موروثی است، ولی شاه در اندیشه ایرانی به معنای "بهترین" است. ما هنوز هم از واژه های ترکیبی بسیاری با مفهوم برتری و والایی شاه در پارسی استفاده می کنیم، از شاهراه تا شاه کلید.
فره ایزدی شاه ایرانی از پالایش جان او برخاسته است.
چنان شاه پالوده گشت از بدی
که تابید از او فرّه ایزدی
شاه ایرانی تنها فرمانروا نیست. بلکه پیام آور هورمزد و فزاینده نور ایزدی در جهان است. این اندیشه به بلندای تاریخ این سرزمین با جان ایرانی آمیخته بوده و هست. هنوز در ناخودآگاه ایرانی، تنها این شاه آرمانی است که شایسته فرمانروایی ایران زمین است.
شاهان بسیاری در تاریخ ایران بوده اند که فرّه ایزدی خود را از دست دادند و حاکمان بسیاری نیز بودند که بدون فرّهی، خود را شاه ایران نامیدند، و حتی پس از صفویه تلاش شد تا مفهوم "در اشا و راستی زیستن" و نور ایزدی شاه را با مفهومی عبودی چون فقه جایگزین سازند.
آنان که نیم قرن پیش در پیرمردی فقیه، تصویر ناخودآگاه خود را از شاه-پیامبر ایرانی دیدند، نمی دانستند که آن چشمه نوری که جانشان آن را جستجو می کند از خاک فقه نخواهد جوشید، همان گونه که صوفیان هرگز نخواهند توانست در جایگاه مغان بنشینند. تنها سایه ای خواهند ماند از نوری که هنوز خود را آشکار نساخته است.
شاه-فیلسوف آرمانی افلاطون نیز تنها اقتباسی از شاه-پیامبر ایرانی بوده است، و دشمنی سقراط و افلاطون با دموکراسی تنها از این حقیقت برمی خیزد که بدون بیداری و آگاهی دشوار است تجسم انتخابی آگاهانه از سوی مردم. هیچ نیرویی در تاریخ نتوانسته از تاثیر پول و تبلیغات و روایت های تهی از خرد و انباشته از شور و احساس بر انتخاب مردمان بکاهد.
دموکراسی برترین نظام سیاسی در جهانی است که مردمان در آن به بیداری و خودآگاهی رسیده باشند، ولی در چنین جهانی باز مردمان به چنان بینشی دست یافته اند که خردمندترین را در میان خود بیابند و به جایگاه شاهی برکشند.
پس پرسش هیچوقت از نظام سیاسی نیست. نظام سیاسی تنها آینه آگاهی مردم است. در جهانی آرمانی، شاه، انسان فردیت یافته ای است که کهن الگوهای مبارز روشنایی، کیمیاگر، عاشق، پدرآرمانی، مادرآرمانی و تمامیت سرشار از آفرینش کودک را در وجود خود به یگانگی رسانده است.
ایران زمین سرزمین ازلی و ابدی شاه فرهمند آرمانی است ولی این سرزمین مینوی پیش از شاه نیازمند بیداری است. شاه، انتخاب زرّین و آگاهانه و سرنوشت باشکوه این سرزمین است ولی پرسش همیشه از آگاهی و بیداری است. آیا سرانجام زمان بیداری تاریخی ما فرا رسیده است و یا ما همچنان در حال به یاد آوردنیم؟
آیدین آرتا
@AydinArera

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر