تصمیم دارم در چند ماه آینده از کهن الگوهاى مردانه و اهميت آنها در تکامل فردیت در مردان و همچنین زنان بنویسم.

کهن الگو نامى دیگر براى ساختار تجربه انسانى است که در میان انسانها هر جا و در هر فرهنگى که باشند کم و بیش مشترک است.

مردان زندگى را به شکل ویژه اى درک مى کنند که درک آن نه تنها به زنان کمک مى کند تا درک عمیقتری از روانشناسى مردان داشته باشند بلکه به آنها این امکان را مى دهد تا با بخش مردانه وجود خود نیز ارتباطى عمیقتر برقرار سازند. پس درک کهن الگوهاى مردانه نه تنها به مردان ، بلکه به زنان نیز کمک مى کند تا به فردیت خود تکاملى متوازن تر بخشند.

اگر چه مخاطب اولیه من در پست هاى روزهاى آینده مردان و بویژه مردان جوان خواننده این صفحه خواهند بود ولى با اینحال بر این باورم که بانوانى که خواننده این پستها خواهند بود نيز مى توانند نکات مهمى را در رابطه با مردان زندگى خود و همچنین بخشهاى مردانه وجود خود بیاموزند که در زندگى روزمره این نکات را ارزشمند و کاربردی خواهند يافت.

نخستين موضوعى که مایلم این مجموعه نوشته ها را با آن آغاز کنم ، تفاوت هاى بنیادین روانشناسى پسر بچگی و روانشناسى مردانه است. يكى از بهترین کتاب‌هایی که به این موضوع پرداخته است کتاب "چگونه مى توان يک ابرمرد بود" نوشته گووداروف است.

این موضوع از این جهت اهمیت دارد که جامعه ما بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ شاهد حضور مردانى است که از ساختار روانى پسربچگى عبور نکرده اند و کهن الگوهاى مثبت مردانه خود را تکامل نبخشیده اند.

نگاهى به روانشناسى ساختار روانى بلوغ نیافته مردانه بر ما آشکار مى سازد که:

مردى که بلوغ روانى نیافته: 
به دنبال تایید بیرونى است، از رنج مى گریزد و گرایشى کنترل نشده به لذت دارد، در تلاش براى غلبه بر محیط و دیگران است، با پيروزى دیگران احساس تهدید و شکست مى کند، از شکست در هراس است، خود را در مرکز مى بيند و به نيازهاى روانى دیگران بى توجه است، هراس و عدم امنیت خود را زیر نقاب سختى و خشونت و خشم پنهان مى کند، جهان و امکانات آن را محدود مى بيند و از همین رو احساسى از خصومت و رقابت با دیگران دارد

و در مقابل ، مردي كه بلوغ  رواني كافي دارد:
به دنبال تاييد بيروني نيست و به نيروهاى درونى خود اتکا و اطمینان دارد، از رنج گریزان نیست و اگر معنائى در رنج خود بیابد با آغوشى باز به استقبال آن ميرود، با پیروزى دیگران نیرو مى گيرد و به آنها در این مسير کمک مى کند، ترسهاى خود را مى پذیرد و با وجود عدم امنیت‌ به پیش مى رود، نه از خود عقب تر حرکت مى کند و نه از خود پيشى مى گيرد و نه خود را بیش از آنچه هست نمایش مى دهد، قدرت را مى توان در شخصیت او و در فقدان تندى و خشونت احساس کرد، جهان و امکانات آن را محدود نمى بيند و از این رو روش او نه بر خصومت و رقابت بلکه بر هم افزايى و آفرینش مشترک استوار است. در رفتار او وقار ديده مى شود بى آنکه اثرى از تکبر و منيت بتوان در آن يافت.

مردانى که از روانشناسى پسربچگى و مرحله رشد نیافتگی عبور نکرده اند ريشه اصلى بزرگترین مشکلات اجتماعى به ويژه در جوامع به شکل سنتى مردسالار هستند. براى مردان ورود به بلوغ روانى مردانه اغلب با حضور مردى که خود بلوغ روانى يافته است صورت مي پذیرد.  در کاهش و فقدان چنین الگوهايى در جامعه مردان جوان بیش از پیش با سايه هاى تاریک روانشناسى بلوغ نيافته مردانه تسخیر مى شوند. آیا در زندگى خود الگو و يا الگوهايى را به ياد مى آوريد كه به شما کمک کرده باشند کهن الگوهاى مثبت مردانه درونى خود را توسعه بخشید؟

آيدين آرتا

اين مجموعه نوشته در رابطه با کهن الگوهاى مردانه ادامه دارد ...