تغییرات اجتماعی به مراتب بزرگ تر از تحولات سیاسی و انقلاب ها هستند. سیاست حتی در سخت ترین شکل خود نیز چیزی جز پوسته ای بر بدن جامعه نیست.

با رشد جامعه اين پوسته یا رشد می کند و حافظ قامت رشد یافته جامعه خواهد شد و یا ناگزیر ترک خورده و فرو خواهد ریخت. هرچقدر این پوسته انعطاف پذیرتر باشد بیشتر دوام خواهد یافت و رشد خواهد کرد.

بدون رشد اگر صدبار هم این پوسته را بشکنیم بازهم چیزی جز همان زندان قدیمی تن این جامعه با طرحی جدید باز نخواهد گشت. پس پرسش هیچگاه از تغییر پوسته نیست بلکه از رشد است. از بزرگتر شدن ما از پوسته است.

ولی رشد همیشه با درد همراه است. با عدم اطمینان و خطر همراه است‌ و همیشه با مقاومت مواجه خواهد شد. ولی عشق به قدکشیدن و از زندان گذشته بزرگ تر شدن است که سرانجام پیروز خواهد شد.
تا زمانی که رشد می کنیم حتی اگر چون کرم ابریشم در زندان پیله خود بمیریم ، باز این پیله را خواهیم شکست و پرواز خواهیم کرد.

ما رشد خواهیم کرد اگر که فردا را امروز زندگی کنیم و اگر به تغییری بدل شویم که فردای پیروزی می خواهیم در جامعه خود ببینیم.

رشد با مقاومت در برابر کوچک ماندن آغاز می شود و با فراتر از فشار پوسته زیستن ، قدکشیدن را آغاز می کند. چون دانه ای که نه به پوسته خود تسلیم می شود و نه به تاریکی و فشار خاک.

رشد سرشار از عشق است. سرشار از خلاقیت و امکان است. سرشار از قدرت زندگی است. آنچه باید زندگی کنیم عشق است، خلاقیت است، آزادی است، وفاداری به حقیقت و نیروهای زندگی است و رشد فراخواهد رسید و پوسته یا بزرگتر می شود و یا خواهد شکست ولی چه اهمیتی دارد پوسته چه می کند، وقتی که ما از بطن این خاک قد برافراشته ایم!

آیدین آرتا