پرسشها از تعالی گرایی افلاطونی Platonic Transcendentalism

پاسخ به پرسش سوم (2-3):

جیوان کریسپو Giovanni Battista Crispo که از شخصیتهای قدرتمند کلیسا و رهبر جنبش ضد افلاطونی در اواخر قرن شانزدهم است در عبارتی می گوید : Plato is the father of all heresies! افلاطون پدر تمام کفرگویی هاست و معتقد بود تا زمانی که تفکر افلاطونی نابود نشود کلیسا به حقیقت خود بازنخواهد گشت او در جایی می گوید زمانی که کلیسا در اوج قدرت بود افلاطون را اسیر کرد و باید او را می کشت ولی غفلت کلیسا سبب شد که این مار سمی بگریزد.

ما نیز در ایران با پدیده ای کاملا مشابه روبرو بوده ایم. اگر پیوستگی عمیق تفکر عرفانی – ایرانی را با اندیشه افلاطونی درک کنیم و اینکه حتی بخشی عمده از نهضت فلسفی ما عمیقا افلاطونی بوده است تا آنجا که سهروردی را "امام افلاطونیان شرق" می نامند (حتی در رابطه با ابن سینای مشایی / ارسطویی و تحول اندیشه اش در سالهای واپسین که در کتاب گم شده حکمت المشرقین انعکاس یافت جای تامل و بررسی وجود دارد)، خواهیم دید گروهی نهضت عرفانی ما را اصل دین و حقیقت دین و گروهی دیگر آن را انحراف از دین می نامند و کم نیستند فقهایی از جنس همانها که فتوای قتل سهروردی را صادر کردند که مثل کریسپو معتقدند هرآنچه انحراف در دین پدید امده است زیر سر عرفاست.

حال اجازه دهید به سوال شما باز گردیم:

اگر حقیقت افلاطونی را با خدا (در هر دینی) جایگزین کنیم، چه تفاوت بنیادینی بین تعالی گرایی افلاطونی و یک دین (با هر اعتقادی) وجود دارد؟

مسئله این است که نگرش شما به دین چگونه باشد. این تفاوت بنیادین بین اندیشه مزدیسنایی و یا بخش عمده ای از نهضت عرفانی پس از اسلام و یا تفکر نئوپلاتونیک مسیحی از یکسو و به طور مثال دین قشری گروهی از موبدان زرتشتی ، اندیشه حاکم بر کلیسای کاتولیک و تفکر وهابی سنی از سوی دیگر است که هر دو را می توانید دین بنامید که در یکی اندیشه افلاطونی جوهر تفکر دینی است و در دیگری ریشه ارتداد.

اگر تعریف از دین یک نظام اعتقادی با مجموعه ای از نسخه های عملکردی فرهنگی در ساختاری باشد که شیوه عملکرد و رفتارهای انسانها را مشحص کند تفکر افلاطونی یا اندیشه ای دینی نیست و یا مبتنی بر فهم عمومی و کلاسیک دینی نیست زیرا نه تنها نور حقیقت و لوگوس را در درون هر انسانی به رسمیت می شناسد بلکه از انسانها می خواهد به سایه هایی که عروسک گردانها بر دیوار غار به نام حقیقت به انها نشان می دهند بسنده نکنند و زنجیر بگسلند و نور خورشید را جستجو کنند که چون در درون آنها نیز هست اگر صادقانه به جستجوی آن بر آیند راه از غار به بیرون خواهند برد. این تفکری پذیرفته در قرائت رسمی بسیاری از ادیان نیست و تفاوت این دینداری با سوی مقابل خود تفاوت سهروردی است با آنکه حکم به قتل او داد و هر دو خدا را ناظر بر عمل خود گرفتند.