نظریه انتخاب اجتماعی- عاطفی (Socio-emotional selectivity theory) در روانشناسی اجتماعی توضیح میدهد که در سنین جوانی و زمانی که انگیزه اصلی فعالیتهای ما پیشرفت در آینده است، اغلب فعالیتها نیز آینده محور هستند مثل کسب دانش بیشتر و یا پذیرفتن وضعیتی نامتعادل از لحاظ عاطفی به امید دستیابی به شرایطی بهتر در آینده؛ ولی به مرور و بالاتر رفتن سن زمانی می رسد که عملا احساس می کنیم زمان زیادی نداریم و اینجاست که به جای سرمایه گذاری در فعالیتهایی که در آینده به نتیجه می رسند با تغییر در انگیزه هایمان سعی می کنیم کاری را انجام دهیم که نتیجه رضایت بخش تضمین شده و سریعتری داشته باشد!

با گذشت زمان و آغاز روند پیری، به جای سرمایه گذاری بر دانش و رشد شخصیت، بر احساسات زود بازده سرمایه گذاری می کنیم.

ما با انتخاب سرمایه گذاریهای کوتاه مدت زمانی و عاطفی، خود را به جمعی کوچک از دوستانمان محدود می کنیم که رفتارهای قابل پیش بینی دارند و در برخورد با آنها بازخورد مثبت می گیریم، تنها کارهایی را انجام می دهیم که می دانیم بازخورد عاطفی کوتاه مدت لذت بخش و مثبتی دارد میخواهد پیک نیک با دوستان باشد و یا وقت بیشتر گذاشتن در شبکه های اجتماعی و یا محافل دورهمی و یا حتی نگاه کردن یک فیلم وقتی از کار به خانه بر می گردیم.

آینده کم کم رنگ می بازد و کارهای کوچک لذت بخش جای برنامه های دراز مدت ما را می گیرند، تحت تاثیر این باور که زمان برای برنامه ریزی بلندمدت رو به اتمام است. تغییر در انگیزه هایمان نهایتا فعالیتهای شناختی ما را دستخوش تغییر خواهد ساخت و ما را به سکون شناختی خواهد کشاند زیرا آموختن همیشه یک سرمایه گذاری بلندمدت تلقی می شود.

این که هر یک از ما چقدر هنوز به آینده فکر می کنیم و چقدر هنوز خود را برای سرمایه گذاری بلندمدت بر روی پروژه های زندگی جوان می دانیم، از توانایی ما برای گذشت از رضایتهای عاطفی کوتاه مدت روزانه برای رسیدن به نتایجی بهتر در آینده قابل ارزیابی است.

بعضی از ما خیلی زود آینده را از دست رفته می بینیم و بر فعالیتهای زودبازده عاطفی متمرکز می شویم و بعضی از ما تا سالهای پیری تمرکز خود بر آینده را از دست نخواهیم داد. این انتخابی است که می توانیم و آزادیم که آن را برگزینیم.

آیدین آرتا