💢کودک و پیوند ما با تخیل،فانتزی و معجزه
📍" کودک درون " اصطلاح آشنایی برای بیشتر ماست و اغلب از لزوم آگاهی و شناخت آن بسیار شنیده ایم.
کارل یونگ در روانشناسی کیمیاگری درباره کهن الگوی کودک و نقش آن در تحقق فردیت مباحث درخور توجهی را مطرح می کند. از نظر یونگ در هر بزرگسالی،" کودکی ابدی" نهفته است.
همه ما زمانی کودک بوده ایم و هر یک از ما کودکی در درون داریم و هیچ یک از ما نیست که درکی هرچند ابتدایی از کهن الگوی کودک و ویژگیهای آن نداشته باشد.
کودک بخشی از شخصیت ماست که در پی تحقق خویشتن و تکاپوی رشد است. در حقیقت،کودک حامل عمیق ترین خواسته ها و عالی ترین ایده هایی است که نقطه اتصال انسان به آسمان و تعالی، و همزمان تنها نقطه ی اتصال او به درون و احساساتش محسوب می شود.
کودک سرشار از امکاناتی است که هنوز امکان تحقق نیافته اند،بنابراین کودک پیوند فرد با تخیل، فانتزی و معجزه است. کودک جایی است میان آسمان و زمین .در چشمانش برق آسمان می درخشد ولی پیکرش هنوز غبار زمین نگرفته است. کودک درون ما پیوند ما با این برق است و رویای پاهایی که از رفتن زخم بر نداشته اند.
کودک کهن الگویی است که نو شدن، رستگاری، پتانسیل، حیرت، هیجان، شور زندگی، وعده ی آینده، خودانگیختگی، شادی بی تکلف، لذت عالی و از همه با ارزش تر توانایی حضور کامل داشتن را نمایندگی می کند.
کودک آنچنان مجذوب آنچه انجام می دهد می شود که هر چیز دیگر را فراموش می کند.ازین رو آرکتایپ کودک راهی باز به سوی امکان ، امید، شروع تازه، تغییر و معجزه و قدرت است.
کودک در هنر، ادبیات، اسطوره ها و ادیان با تمام ویژگی های الهی نمایان می شود. سمبل کودک نه واقعیت بیرون بلکه واقعیت درون روان را نشان میدهد و بازتاب همه ی خواسته ها، آرزوها و اشتیاق ها و هر چیز نویی است که قرار است فرا رسد.
دکتر آیدین آرتا
#روانشناسی_کیمیاگری
@darichehaa
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر