فردیت، معنی و جهان زیرین روح
نگاهی به کتاب اصول مبارزه در زمانه نهیلیسم
نوشته دکتر محمدمهدی اردبیلی
آیدین آرتا
در میان نامهایی که شما دوستان در این چند روز برای پروژه گفتگو پیشنهاد داده اید یک نام بیش از هر نامی تکرار شده بود: دکتر محمد مهدی اردبیلی
حقیقت این است که آشنایی من با اندیشه های ایشان محدود و مختصر بود و از این رو تصمیم گرفتم کتاب "اصول مبارزه در زمانه نهیلیسم" ایشان را به توصیه دوستان بخوانم. این کار را شروع کرده ام و تا اینجا باید بگویم بسیار لذت بردم و تصمیم دارم به پیشنهاد شما پس از پایان این کتاب و کمی تعمق بیشتر در افکار و آثارشان، ایشان را برای یک و یا حتی چند گفتگو دعوت کنم.
تا اینجا با خواندن تقریبا نیمی از کتاب می توانم از حس شخصی ام برای شما بگویم و اینکه از چند محور اصلی اندیشه ایشان بسیار لذت بردم. این چند محور بنیادین اثر را آنگونه که من درک می کنم با شما شریک می شوم و همچنین وجوهی از فلسفه ایشان نیز هست که تفاوتهایی در رویکرد و نگاهمان به نهیلیسم، معنی و آزادی می بینیم که آنها را هم با شما در میان می گذارم تا در زمان خود و اگر مجال گفتگو بود در این شباهت ها و تفاوت ها عمیق تر شویم.
در خوانش من از این کتاب، مرکز و کانون مسئولیت و آزادی "فرد/ سوژه" است و نه جمع ! همچنین در نگاه ایشان فلسفه ای که انتزاعی و گسسته از بطن زندگی باشد فلسفه ای از پیش مرده و بی ارزش است. دانسته ای که هرگز به عمل منتهی نشود هرگز به بیداری و رهایی نیز منتهی نخواهد شد.
نگاه اردبیلی به نهیلیسم ارزیابی یک باور در برابر باورهای جایگزین دیگر نیست، بلکه نهیلیسم اتمسفر و هوایی است که ما از آن تنفس می کنیم و پارادایمی است که تمام هستی فردی و اجتماعی ما در آن قرار گرفته است و سیاست در این میان، کانون مبارزه رادیکال ما بر علیه نهیلیسمی چنین فراگیر و عمیق است.
نکته دیگر این است که هسته نظری این کتاب که من از ایشان در دست مطالعه دارم متکی بر نظریه "نظام روایت و تمثیلات" است. اینکه تمام دستگاههای دینی، فلسفی، سیاسی و علمی در نهایت شبکه ای از استعاره ها و تمثیل ها و روایت ها هستند. قدرت روایت و نقش آن در داستانی که ما برای خود می گوییم و جهانی که با این داستان ها و اسطوره ها خلق می کنیم نیز به زیبایی در پروژه او ترسیم می شود. و آنچه قابل ستایش است زیستن ایشان در اسطوره ای است که می کوشد به آن حیاتی نو و قدرت ببخشد.
هر سه باور بالا نقشی محوری و بنیادین در فلسفه فردیت من دارند و این جایی است که من ارتباطی شخصی، معنادار و لذت بخش با بینش فلسفی ایشان بر قرار می کنم.
دکتر اردبیلی همچنین از یک سو اندیشه های رمانتیک بی مسئولیت و نوعی معنویت شرقی مبتنی بر فرار از زندگی را نقد می کند و فاصله فلسفه عملگرایانه خود را با این باورها را مشخص می کند، و از سوی دیگر همزمان نقش ایجابی حکمت شرقی را در افزایش آمادگی و آگاهی سوژه برای مبارزه می پذیردکه من در هردو سوی این رد و تایید با ایشان همسو هستم.
کتاب عمیقا صادقانه دکتر اردبیلی با شهامت، از امید درمانی و دادن پاسخ های سریع پرهیز می کند، و اگرچه از نقطه استیصال آغاز می کند ولی از تعلیق طولانی در سرگیجه نهیلیسم فرار نمی کند و در بازه ای وسیع از پاسخ های ناکافی به مسئله نهیلیسم عمیق می شود و با این حال خود نیز در نهایت می پذیرد که نظام فکری او نه فقط یک سیستم فکری و عملی در پاسخ به نهیلیسم، بلکه داستانی دیگر است که بر کهن الگوی "مبارز قهرمان" در جامعه ای تحت طلسم تاریخی نهیلیسم شکل گرفته است که معنا را از مسیر انتخاب مبارزه نه بر "علیه نهیلیسم" بلکه "از دل وضعیت نهیلیسم" جستجو می کند.
با تمام اتحادی که با این اصول بنیادین در اندیشه ایشان حس می کنم ، تا همینجا که پیش رفته ام شاید تفاوتی در اسطوره و روایت بنیادین ما وجود داشته باشد که در ادامه این نوشته به آن خواهم پرداخت.
دکتر اردبیلی به زیبایی و درستی نهیلیسم را چون خانه ، پدر و دشمن به تصویر می کشد. ایشان از این دام به خوبی پرهیز می کند که مبارزه با نهیلیسم را به معنای تلاش برای غلبه و شکست نهیلیسم توصیه کند زیرا به خوبی می داند که نتیجه چنین مبارزه ای تنها قدرت بخشیدن بیشتر به اسطوره نهیلیسم و تسخیر شدن توسط این کهن الگوی جهان زیرین است.
او بارها تأکید می کند که با این دشمن نمی توان از بیرون و بر علیه اش جنگید ، زیرا هر تقابل و تقلای کوری تنها به قدرتمندتر شدن این دشمن می انجامد. با این وجود تمرکز کتاب همچنان بر "مبارزه" است و این حس را ایجاد می کند که گویی در نابودی نظام ارزشها "مبارزه" خود به یک ارزش بدل می شود. گویی مخفیانه اسطوره یک خدای نوین را در قامت مارس و ساتورن پس از به زیر کشیدن خدایان دیگر برای نظم دادن به متافیزیکی که تحت عنوان "روش" در این اثر پنهان شده بر می کشیم.
ادامه را در پست بعد بخوانید ....

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر