دوره هایی در زندگی فرا می رسد که در زندگی اجتماعی جز سکوت هیچ چیز برای ما نمی ماند و من از چنین روزها و شب هایی در حال گذرم.
هر چیزی جز سکوت فاصله با صداقت با خود است، تا این ایام "ما هیچ، ما نگاه" نیز بگذرد.
پایان گذر از میانسالی زمان دشواری در زندگی است. دورانی که آزمون نیست، بلکه زمان قضاوت تصمیم های ما در رابطه با انتخاب ها، سلامت، شغل، روش زندگی، دوستی ها، باورها و حتی آینده ای است که با سیمان تصمیم های گذشته ما به دور پایه هایش، بسی سخت تر و دشوارتر برای تغییر از روزهای جوانی است. دوره ای از زندگی که ما میخواهیم با نسل بعد بمانیم، ولی دردها، محدودیت ها و احساسات و دشواری های ما شبیه نسل های پیشین ماست در حالیکه از رنج فرزندانمان همزمان با رنج پدران و مادرانمان رنج می کشیم.
جهان پر از رنگ ها و صداهای جدید می شود و این سکوت و تماشای این روزگار شگفت و گرمای وجود عزیزانم، سختی گذر از این روزها را آسان تر می کند. عشق که بماند، خستگی و چشمانِ تَر و بی خوابی و درد جسمی و تنهایی و دشواری های زندگی تنها تجربه های زیستن زیر سنگینی بارِ هستی هستند، تا شب تاریک روح نیز بگذرد و این چکیدن قطره های رنج بر جان، وجود ما را در مسیر فردیت دگرگون سازد.
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر