در فلسفه کیرکگورد جدا از حقیقتی که در جهان بیرون وجود دارد و موضوع مطالعه ی علم است،حقیقتی درونی نیز وجود دارد که حقیقت درونی شماست و اگرچه با هیچ ابزار علمی قابل اندازه گیری نیست ولی برای شما حقیقت دارد. این حقیقت از جنس "باور" نیست بلکه از جنس "عمل" است و به همین دلیل باید آن را در فردیت خود زیست و زیستن آن نیازمند "جهش ایمان" است.

ایمان، جهشی به ناشناخته و تاریکی است که می تواند هم با اخلاق و هم با سنتهای اجتماعی و حتی باورهای ظاهری دینی در تضاد باشد. جهش ایمان شناسایی حقیقت نیست بلکه خود را به آن سپردن است که در ذات خود غیرمنطقی و غیرقابل گفتگو است. سرشار از شور و اراده ای است که از درون می جوشد و سرسپرده به امری بیرونی نیست. جهش ایمان غلبه بر هر دودلی و تردیدی است که ما آنها را عقلانی میابیم!

در اندیشه کیرکگورد ایمان نه زهد است و نه باور! ایمان جهشی غیرمنطقی به فراسوی نیک و بد است و در این جهش غیرقابل درک به ژرفای تاریکی ، چیزی بی نهایت شخصی و غیر قابل گفتگو وجود دارد که تنها آنکه جهش ایمان را بر می گزیند در دل بر آن آگاه است.

آیدین آرتا