بخش دوم (2):

این روش زندگی مورد پسند و حمایت نیروهایی است که این وظایف را برای ما تعریف کرده اند. در این روش زیستن ما در خدمت این باورها قرار می گیریم و زندگی خود را وقف تحقق آنها می سازیم ولی با تمام این حس تعلق کیرکگارد چنین باوری را معادل ایمان نمی داند و میان این سرسپردگی اخلاقی و ایمان فاصله ای ژرف می بیند.

اغلب باورمندان جان برکف ایدئولوژی های مختلف که آماده اند خود را وقف باور خود سازند در این گروه قرار می گیرند و اگر کسی همه زندگی خود را وقف چنین روشی از زیستن کند کیرکگارد او را شوالیه تسلیم جاودان knight of infinite resignation می خواند. کسی که از همه چیز در هستی خود برای باور خود می گذرد. این روش زیستن منطبق با منطقی ساختن و تلاش برای توجیه عملکرد براساس آنچیزی است که از طریق باور آموخته شده است. این روش سرسپردگی به باوری است که از بیرون به ما دیکته شده است.

پس تا اینجا اگر اندیشه های کیرکگارد را بر تئوری تحلیل رفتار متقابل و حلقه های توصیفی شخصیت در آن یعنی کودک، والد و بالغ مطابقت دهیم، دو حوزه اول زیستن کیرکگارد را می توان در کودک زیستن (مفاهیم احساس شده) و در والد زیستن (مفاهیم آموخته شده) دانست ولی برای کبرکگارد ورود به بالغ یا همان مفاهیم اندیشیده پایان نیست بلکه آغاز عملی رادیکال است که او از آن با عنوان جهش Leap نام میبرد.

پرده سوم:

کیرکگارد بر این باور بود که اندیشه همیشه معطوف به چیزی است و زمانی که معطوف به "من" نباشد ناگزیر از حوزه اول یعنی زندگی برای لذت جویی (کودک به تعبیر روانشناختی) خارج می شود و اگر معطوف به "دیگری" نیز نباشد از مرز روش دوم یعنی وظیفه (والد به مفهوم روانشناختی) نیز خواهد گذشت.

اندیشیدنی که بنیان خود را نه به "من/ کودک/ زندگی احساس شده" و نه به "دیگران/ والد/ زندگی آموخته شده" تسلیم کند و تنها حقیقتی را شایسته اندیشیدن بالغانه خود بداند که فراتر از خود” Ego” و دیگران/جامعه/ عقاید عمومی است، آن کس را که به چنین حقیقتی می اندیشد در آستانه جهش ایمان قرار می دهد. این جهش برای کیرکگارد عملی تعالی گرایانه و در ذات خود غیرعقلانی است.

امر متعالی در اندیشه کیرکگارد امری است فراتر از اندیشه تاریخی بشر و میان تعالی Transcendence و انسان ورطه ای قرار دارد که ژرفای آن تنها با جهش ایمان است که از میان برداشته می شود. برای چنین جهشی باید نخست از استبداد علم گرایی و عقل گرایی رهایی یافت و از برون گرایی به درون گرایی، از عقل گرایی جمعی به تجربه گرایی شخصی تغییر جهت داد.

در فلسفه کیرکگارد جدا از حقیقتی که در جهان بیرون وجود دارد Objective truth و توسط علم مورد مطالعه قرار می گیرد، حقیقتی درونی Subjective truth نیز وجود دارد که حقیقت درونی شماست و این حقیقت اگرچه با هیچ ابزار علمی قابل اندازه گیری نیست ولی برای شما حقیقت دارد. این حقیقت در اندیشه کیرکگارد از جنس "باور" نیست بلکه از جنس "عمل" است و به همین دلیل باید آن را در فردیت خود زیست و زیستن این حقیقت نیازمند "جهش ایمان" Leap of faith است. جهش ایمان تنها راه ممکن برای تغییری بنیادین از "روشی از بودن" به "روش دیگری از بودن" است. کسی که چنین جهشی را صورت می دهد شوالیه ایمان Knight of faith است.