این یک استند ساده کتاب در گوشه ای از یک مرکز خرید در محل زندگی من در استرالیاست که تنها نمادی ساده و کم هزینه از اعتماد اجتماعی به یکدیگر است، ولی با تمام محدودیت و سادگی خود پیامی نیرومند و سمبلیک را به جامعه انتقال می دهد. ما به یکدیگر و امکان تحقق نیکی در جامعه خود باور داریم!
اعتماد همیشه به معنای پذیرش ریسک و خطر امکان آسیب دیدن است و آنگاه که آسیبی رخ نمی دهد تمایل به پذیرش این خطر در جامعه شروع به رشد می کند زیرا حس امنیت، باور به نیکی و شهامت اخلاقی نیرومندتر خواهد شد.
حقیقت این است که زندگی بدون اعتماد به دیگران ممکن است امن باشد ولی به شدت تنها و خالی از آزادی، شهامت و عشق خواهد بود. کسی که ناتوان از اعتماد به دیگران است اغلب حتی به حس بی اعتمادی خود هم اعتمادی آگاهانه ندارد و این تجربه ای شبیه فلج بودن و ناتوانی از زیستن است، زیرا آنچه بر وجود او حکم می راند ترس است و ترس خود نابود کننده امکان تجربه عشق و آزادی در زندگی است.
یکی از مخرب ترین جنبه های عدم اعتماد، عدم اعتماد حاکمیت سیاسی به مردمانی است که تحت آن نظام سیاسی زندگی می کنند. آبراهام لینکلن عبارتی با این مفهوم دارد که وقتی حاکمیت سیاسی به مردمان خود اعتمادی محکم و کامل را نشان می دهد ، آن مردمان نیز در مقابل این اعتماد را با همان استحکام به حاکمیت سیاسی و به یکدیگر بازخواهند گرداند.
رفتارها و تصمیم هایی که به صورت نمادین اعتماد و یا عدم اعتماد حاکمیت را به مردم جامعه خود نشان می دهند تاثیری سازنده و یا به شدت مخرب بر انسجام اجتماعی یک ملت دارد. در سالهای گذشته و در دوران دشواری های کرونا و حتی روزهای اخیر و در بحران سیل اخیر در استرالیا پیامهای دولت و بانکها به مردم پیوسته این بوده است که اگر دچار دشواری و آسیب شده اید به ما بگویید و بازگرداندن وامهای خود را می توانید موقتا متوقف کنید و یا از کمکهای دولت استفاده کنید. در بسیاری از این موارد مدرکی از شما درخواست نمی شود و تنها اعلام شخصی شما کافی است. شما مورد اعتماد تلقی می شوید و نهاد قدرت آماده است گام نخست اعتماد اجتماعی را بردارد.
عمیق ترین لایه دوزخی که دانته در کمدی الهی ترسیم می کند به کسانی تعلق دارد که به اعتمادی که به آنها شده است خیانت کرده اند. هیچ عملی در باور دانته شیطانی تر از فریب دادن آنکه به شما اعتماد کرده نیست زیرا چنین عملی اصل امکان تحقق نیکی در جهان را نشانه رفته است و باور به نیکی را از میان می برد.
مسئله این نیست که دیگر به آن شخص نمی توان اعتماد کرد ، مسئله این است که امکان اعتماد در کلیت خود مورد تردید قرار می گیرد و این برابر با پیروزی اهریمن ترس، تردید و فاصله در یک جامعه است.
در این میان شاید هیچ چیز اهریمنی تر از نظام سیاسی و قدرتی نیست که مردمان خود را فریب می دهد و با تاراج داشته های مادی و معنوی یک جامعه به اعتماد آنها خیانت می کند و با گسترش بی اعتمادی در فضای اجتماعی کمر به نابودی باور مردمان به امکان تحقق نیکی در جامعه می بندد.
در این میان چیزی زیباتر و بزرگتر از وجود یک نفرهای آزاد و نیک نهادی نیست که تلاش می کنند با وجود فضای فقدان اعتماد، امکان اعتماد را چون باور به امکان نیکی در جامعه خود زنده نگاه دارند. آیا شما چنین انسانهایی را می شناسید؟ کسانی که با عمل خود خطر فریب خوردن را در جامعه ای آسیب دیده و پرفریب می پذیرند تا امکان اعتماد به نیکی و عشق در وجود انسانی را زنده نگاه دارند. تجربه خود و مثالهایی را که می شناسید را در زیر پست با من و دیگران شریک شوید.
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر