این سوال که چرا ما رنج می کشیم، ممکن است فراسوی درک ما باشد؛ اما یک چیز آشکار است و آن محدود بودن ما در برابر نامحدودِ جهان است و این محدود بودن، اساس رنج ماست. ما هرگز در برابر رنج ایمن نیستیم.
رنج هایی که در زندگی میبریم، بهایی ست که برای بودن می پردازیم .
نیچه میگوید : «انسان با شهامت ترین موجودات از رنج نمی گریزد بلکه آنرا طلب میکند و حتی به جستجوی آن میرود. رنج کشیدن بدون هیچ معنایی و نه خودِ رنج کشیدن، نفرين زندگی انسان هاست».
اگر از رنج بگریزیم هرگز نخواهیم توانست قدرت درون خود را کشف کنیم و این ، جایگاه رنج در رسیدن به فردیت ماست.
ما با پذیرش آگاهانه ی رنج هایمان، از مرز آنها فراتر می رويم و به لذت می رسيم. لذتی که محصول فرایند رشد است و نه هدف آن.
آرمان زندگی ما، نه جستجوی لذت و نه گریز از رنج، بلکه چیزی فراتر و آن جستجوی معناست. تا صلیب رنج خویش را با افتخار بر دوش نکشیم، به رشد دست نخواهيم یافت.
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر