آگاهی حقیقی مردانه و باززایش فرهنگ و هویت ( نگاهی به اسطوره ی ایزیس و اوزیریس)
داستان اسطوره ای اوزیریس و حماسه هوروس که مهمترین و مقدس ترین داستان مردمان مصر باستان برای هزاران سال به شمار می رفت رمز حیات و تولد دوباره هر ملتی را در خود پنهان دارد. این اسطوره به مدتی بیش از "دوبار طولانی تر از تمام تاریخ مسیحیت" و "کهن تر از تمام تاریخ آیین یهود" نزد این مردمان و در گذر نسلها به عنوان مقدس ترین داستانها حفظ شد.
در پایان این داستان، اوزیریس حکومت جهان را به هوروس باز می بخشد و از آن می گذرد و خود در مقام حامی و در عین حال قضاوت کننده روان درگذشتگان به آسمان صعود می کند که می توان این آخرین بخش از داستان را تعبیری از این دانست که در نهایت جایگاه نهایی فرهنگ کهن یک ملت پس از رستاخیز نهایی ،حکومت زمینی و حکمرانی در جهان امروز نیست، زیرا سرانجام این حکمرانی زمینی همان گونه که در بخش نخستین داستان اوزیریس آشکار می شود چیزی جز پیری و نابینایی فرهنگ نخواهد بود و تنها اضمحلال آن را در فرسودگی ناگزیرش در پی خواهد داشت. در حقیقت فرهنگ کهن "اوزیریس" در رستاخیز پایانی خود با مسلح شدن به بینش مدرنی که توان دیدن اهریمن و شناسایی آن را داراست "چشم چپ هوروس که به اوزیریس هدیه داده است"، با رهایی خود از امر زمینی خود را به جایگاهی بالاتر اعتلا می دهد که گذر نسلها با اتکا به او و قدرت حمایت و قضاوتش از شکست در برابر تاریکی و تباهی مصون خواهند بود و این رستاخیز و رهایی تمدنی که قادر است پیوسته جوان شود از دام چرخه قدرت زمینی، به این فرهنگ نیروی اخلاقی مرجعی می بخشد که هدایت گر، حامی و قضاوت کننده نسلهای گذشته و آینده یک ملت باقی خواهد ماند.
لینک دسترسی به ویدئو از کانال یوتیوب" گام هایی در روشنایی ":
https://youtu.be/eymK45CBg9c
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر