یک مرد زمانی مردانگی را به تمامی در وجود خویش تجربه می کند که قدرت حقیقی خویش را بشناسد.قدرت حقیقی مرد همانا تاب بردوش کشیدن بار هستی و رنج های آن است.
یک مرد حقیقی وجود خویش را بر رنج های زندگی و ترس هایش نمی بندد، بلکه با سینه ای فراخ در هر لحظه ی زندگی حضور کامل دارد.
انرژی تکامل یافته مردانگی نه به سمت خود بلکه به سمت بارور ساختن زندگی و آگاهی بخشی و پاسداری از آگاهی جریان دارد و از جنس عمل کردن است.
یک مرد حقیقی آگاهی را در هر لحظه زندگی و در عمل خود جاری می سازد گویی که هیچ چیز مهمتر از اینجا و لحظه اکنون نیست.
او مردی است که نه فقط روح خانواده و زندگی خود،بلکه روح جامعه ی خويش را بارور میسازد و هدیه ای که از آگاهی و عمل در خویش پرورانده است را به تمامی به جهان می بخشد.
هیچ مردی بدون تماس حقیقی با سرچشمه های روح زنانه درون خود نمیتواند انرژی های مردانه خود را تکامل ببخشد.
مردی که قدرت حقیقی خویش را بازیافته شهریاری آرمانی ست که بار رنج جهان را بر دوش میگیرد و نیروهای زنانگی و خلاقیت انسانی بر فراز دستان قدرتمند او مجال تلألو می یابند و در جان جهان جریان می یابند.
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر