ورای خونی که چشمان جهان را گرفته است
آیدین آرتا

آنگاه که چشمان جهان را خون گرفته است، می بایست با چشمانی باز و روشن به جهان نگریست. (گاندی)

چشمان جهان را خون گرفته است و چقدر دشوار است که در چنین هنگامه ای با چشمانی باز و روشن نگریست.

مارتا ناسبام یکی از بزرگترین فیلسوفان معاصر در حوزه فلسفه اخلاق در کتاب خود "خشم، بخشایش و عدالت" تلاش می کند به این پرسش مهم پاسخ دهد که رابطه خشم و عدالت چیست؟ آیا خشم ضرورت بنیادین برای مبارزه برای عدالت است؟

به باور من سوالی که او مطرح می کند یکی از مهم ترین سوالات زمان ما و شاید پرسش بزرگ هر نسلی است که می خواهد برای عدالت در جامعه خود مبارزه کند زیرا که به نظر می رسد خشم و تلاش برای برقراری عدالت مفاهیمی عمیقا درهم تنیده در ذهن ما هستند.

آنگاه که احساس بی عدالتی می کنیم بخشی از وجود ما سرشار از خشم است و "چشم در برابر چشم" را چون نماد تحقق عدالت جستجو می کند. گلوله در برابر گلوله. مرگ در برابر مرگ. ویرانی در برابر ویرانی.

حقیقت این است که احساس خشم ما در برابر بی عدالتی همیشه معطوف به تلافی است. میل به دیدن رنج کسی که شرورانه ما را به رنج افکنده است. میل به نابودی او برای برابر شدن با او و نه پایین تر قرار گرفتن از او. مهم نیست آنچه که ابتدا ویران شده است قابل بازگشت نیست. مهم این است که این تنها ما نیستیم که ویران شده ایم.

خشم، همیشه تنها یک چشم دارد. خشم همیشه تنها یک چیز می بیند و یک چیز می خواهد. برای خشم حتی مهم نیست که همه چیز در مسیر آنچه که او می خواهد و می بیند ویران شود. خشم عمیقا ناتوان از دیدن تصویر بزرگتری است که عدالت برای تحقق جهانی بهتر به آن نیازمند است.

عدالت مفهومی والا و بزرگ است و به باور من مفاهیم بزرگ نمی توانند خالی از پیوستگی درونی باشند. عدالت نمی تواند خالی از عشق، آزادی ، بلند اندیشی و شفقت باشد و نمی تواند مسیری جز ساختن جهانی بهتر را پیش گیرد. خشم، یکی از کهن ترین احساسات پایه ماست که به مغز باستانی ما تعلق دارد. جایی که ما با خزندگان و حیوانات آن را به تمامی شریک می شویم. فروکاستن عدالت به خشم، تحقیر انسانیت انسان و عدم درک تمام مسیری است که ما در فرایند فرگشت و رشد آگاهی پیموده ایم. عدالت نمی تواند در مسیر ویرانی تحقق یابد و عدالتی که در چنین مسیری قرار گیرد چیزی جز میوه دوزخی خشم نیست.

ادامه .... 👇🏻