وقتی به مسیر زندگی خود فکر می کنید، آیا هرگز شده از خود بپرسید دلیل وقایع و اتفاقات زندگی شما چه بوده است؟

شکستها، از دست دادنها، خطاها، رنجها، تنهایی ها، انسانهایی که ملاقات کرده ایم، آنچه شوق آموختن آن را داشته ایم، آنچه در آن توانمند بوده ایم وآنچه در تحقق آن ناتوان مانده ایم ....

زمان حتی در علمی ترین شکل درک شده آن در فیزیک مفهومی گنگ و گیج کننده است.

ما تصور می کنیم که شکلی خطی از زمان را زندگی می کنیم. گذشته گذشته است و آینده هنوز فرا نرسیده است و حال تنها چیزی است که داریم. کسری از ثانیه که قبل از آنکه دریابیمش خود به گذشته پیوسته است.

من بارها در زندگی خود احساس کرده ام که رد پای آینده را در گذشته دیده ام و رد پای گذشته را در حال، که خود آینده گذشته ای است که به پایان رسیده است.

مفهوم آنچه در زندگی تجربه می کنیم در چنین مفهوم غیرخطی و گیج کننده ای از زمان چیست؟

گاهی حس می کنم همه چیز در رویا رخ می دهد. جایی که سرعت و ترتیب وقایع لزوما مشخص و خطی نیست. حالتی ذهنی از تجربه که شاید حقیقت خارجی نداشته باشد!

ولی سخن من این است ....

حتی اگر زندگی چیزی نباشد جز رویایی ذهنی ، باز آنچه در این رویا تجربه می کنیم می تواند معنایی بسیار شخصی داشته باشد، همانگونه که رویاهای ما می توانند آبستن معانی ژرف و پیامهایی مهم از ناخودآگاه ما باشند.

هر رویایی تلاش دارد به ما چیزی مهم را در رابطه با ما بازگو کند. چیزی که باید آن را درک کنیم. چیزی که هنوز آن را درک نکرده ایم. چیزی که به آن نیازمندیم ولی به درک آن دسترسی مستقیم نداریم.

هر رویایی در درون خود معنایی عمیق و شخصی را نهفته دارد و چنین است رویای آنچه ما زندگی خود می نامیم و همه آنچه در این زندگی تجربه می کنیم.

می توانیم در معنای رویای شبانه خود و آنچه می کوشد در رابطه با ما و اینکه چه کسی هستیم آشکار سازد تامل کنیم، همانگونه که می توانیم در معنای وقایع زندگی و آنچه تلاش می کنند به ما در رابطه با خودمان بگویند بیندیشیم.

پرسش بزرگ ذهن همیشه این است ...
معنای آنچه تجربه می کنم چیست؟

آیدین آرتا