تنها احساس گسستی عمیق از دیگری است که می تواند به سرسپردگان یک قدرت سیاسی این امکان را ببخشد که با خاطری آسوده تحقیر، رنج و آسیب و حتی مرگ انسانی دیگر را ببینند و بی هیچ احساس ترحمی بگویند بیش باد.
چه اهمیت دارد اگر که مادری پیکر دردمندش را میان باتون و دختر جوانش سپر کرده است، آنها اغتشاشگرند و همه جای دنیا با آنها همین می کنند و اگر جوانی به جان آمده شاهد صحنه هایی چنین بی رحمانه و خالی از هرعدالتی بود خیابان را بست و موتوری را آتش زد می توان او را بالای دار فرستاد. چه اهمیت دارد که آنکه برای همیشه امکان زندگی اش سلب می شود جوان بیست و سه ساله ای است که در یک کافه کار می کرده، عاشق بازی های کامپیوتری بوده، شیفته ورزش و شنا بوده و هیچ سابقه کیفری هم ندارد و در یک جهان موازی و خالی از جنونی که شما برای جامعه خلق کرده اید احتمالا حتی هرگز به سیاست علاقه ای هم نمی داشت.

جامعه ای بلوغ یافته با تمام موجودیت خود در برابر این "دیگری سازی" از شهروندان می ایستد. این دیگری سازی است که می خواهد ما درد بلوچ و کرد و عرب را کمتر احساس کنیم. آنها کمتر شهروند و برادر من باشند و آسان تر بمیرند و بی صداتر خاموش شوند. این وظیفه انسانی ماست که با تعهد و آگاهی تمام نشانگان ادبیات و روش "دیگری سازی" را از ذهن و جامعه خود بزداییم.

پیش از شب کریستال و دستگیری و کشتار یهودیان نخست خانه ها و مغازه های آنها را با نشانهایی مشخص کردند و مردمان معمولی به راحتی از کنار آن گذشتند بی آنکه بدانند اجازه برای دیگری ساختن هموطن آنها گام نخست برای دزدیدن حقوق شهروندی و انسانی اوست. وظیفه جامعه است که تمام این نشانگان تبعیض را از چهره جامعه پاک کند. آنجا که قدرت بر لوحی فلزی به شهروندان دستور می دهد که از ارائه خدمات اجتماعی به شهروندی که قرار است "دیگری" باشد پرهیز کنند وظیفه اخلاقی و انسانی هر یک از ما این است که نه تنها از این دستور سرپیچی کنیم بلکه باید تمام نشانه های این دیگری سازی و تبعیض را برای همیشه از چهره کوچه ها و خیابانها و شهرهای خود و همچنین از ذهنها و قلبهای خود بزداییم.

ایران تنها آنگاه خانه امن تمام فرزندانش خواهد بود می شود و هموطن آنگاه معنای حقیقی خود را بازخواهد یافت که ما نیروهای تفرقه، دیگری سازی و برچسب افرینی را از بطن جامعه خود عقب برانیم. تنها در این اتحاد و همبستگی ملی در زدودن نشانگان تبعیض است که می توان افق تولد جامعه ای که توان پاسداری از آزادی و حقوق شهروندی را یافته است دید.

زنده باد هموطنم
آیدین آرتا