- تمام حیات موقت انسانها در برابر نظم و حقیقت جهان لحظه ای گذرا بیش نیست. محدودیت اندیشه و احساسات ما و محدودیت ما در زمان و مکان باعث می شود که قضاوتی نادرست از تاثیر عمل و بی عملی خود داشته باشیم. از همین رو کریشنا به آرجونا می گوید به من بنگر و رو به سوی من بایست و نه تسلیم بر احساسات گذرا و منطق محدود خود.
- آنچه کارما و نتایج منفی عمل را پدید می آورد نه خود عمل که احساسات و انگیزه های نادرستی است که به اعمال ما متصل است. کریشنا به آرجونا می گوید که اگر او کمان خود را به قصد طلب قدرت، نفرت و رنجیدگی و یا خشم برگیرد بدون شک کارمای عمل او را تا پایان تعقیب خواهد کرد ولی اگر کمان را برای ایستادن در مسیر راستی بر گیرد ذات خداوندی درون او که در آیینهای کهن هند آتمن Atman (خویشتن خویش خداوندی در درون انسان) با نور نخستین و جاودانه جهان یعنی برهمن Brahman همسو می شود و این نه او بلکه برهمن خواهد بود که به میدان نبرد می رود و آنجا که برهمن هست همه چیز اوست ائست که کمان را بر می گیرد و اوست که تیر را می افکند و اوست که تیر را بر جان خویش می پذیرد.
آنکس که مبارز نیست تنها به دو قصد دست به عمل می زند: پرهیز از رنج یا کسب لذت. جهان در منظر او تنها بخشنده این دوست و درک او از اخلاق نیز تنها در ساختار برکت و نفرین تحقق می یابد. آنچه او پرهیز و اخلاق می نامد تنها نقابی بر خودبزرگ بینی اوست تا خود او از آنکه که هست به هراس نیفتد. و مبارز جهان را از دریچه برکت و نفرین نمی نگرد و آنچه عمل او را رقم می زند جستجوی لذت و رنج نیست بلکه عمل برای عمل است. او عاری از خود بزرگ بینی است و می داند آنچه در مسیر راستی است در نهایت جز راستی رقم نخواهد زد. آنکس که مبارز نیست دست به عمل نمی زند و با قلب خود در آنچه می کند حضور ندارد ولی در عمل خود نیز مسئولیت آنچه را برگزیده نمی پذیرد و مبارز پیوسته با تواضع مسئولیت آنچه را انجام می دهد می پذیرد.
مبارز در لحظه عمل دست به عمل می زند. در گاه رفتن می رود و به گاه ماندن می ماند و در گاه نبرد کمان خود را بر زمین نمی نهد و آنچه را باید انجام شود بی لرزش انجام می دهد بی آنکه در قلب خود رنجش، خشم و یا حسرت را به احساس غالب بدل سازد. او بی عملی و تردید را در جهانی که نیروهای بی زمان روشنایی و تاریکی در آن در نبردی ازلی قرار دارند رد می کند.
آیدین آرتا
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر