تبارشناسی فرزانش جاودان – بخش سوم
قسمت سوم مجموعه تبارشناسی فرزانش جاودان که به ضمیمه تقدیم می گردد (فایل صوتی به همراه اسلایدهای حاوی تصاویر و رفرنسهای مربوط)، روایت داستانی شگفت انگیز از قرن شانزدهم است.
در سال 1439 و همزمان با پیشروی ارتش عثمانی در خاک اروپا و اندکی پیش از سقوط امپراطوری بیزانس و فتح قسطنتطنیه Constantinople به دست سلطان محمد دوم که نهایتا در سال 1453 رقم خورد، شورایی بزرگ برای تقریب کلیساهای غرب و شرق در فلورانس که می رفت در آینده نزدیک در قلب جنبش رنسانس قرار گیرد تشکیل گردید.
در آن عصر تمدن یونانی زبان بیزانس میراث دار و خزانه کتب خطی فلاسفه یونانی بود. نام ارسطو و افلاطون اگرچه در جهان غرب شناخته شده بود ولی به دلیل عدم ترجمه این آثار به زبان لاتین تا این زمان آگاهی بسیار اندکی از این آثار در غرب وجود داشت. در بخش اول این نکته مورد اشاره قرار گرفته بود که پس از بسته شدن آکادمی افلاطون به دست امپراطور جاستینیان اول رییس آکادمی افلاطون داماسکیوس Damascius به همراه شش فیلسوف دیگر در سال 529 پیش از میلاد به دربار خسرو اول پادشاه ایران پناه می برند و رساله های بسیاری از افلاطون در این زمان از جمله دیالوگهای گرگیاس، فایدون و تیمائوس در دانشگاه جندی شاپور به زبان پهلوی ترجمه می گردد.
بعدها یکی از شروط صلح ایران و روم بازگشت این فلاسفه و تعهد رومیان به عدم آزار و تعقیب آنها قرار می گیرد ولی پس از این بازگشت هرگز آکادمی افلاطون رونق و جایگاه پیشین خود را در دنیای مسیحی باز نمی یابد و عملا فلسفه نوافلاطونی به عنوان آخرین بازمانده نیرومند فلسفه یونان توان و نفوذش را از دست می دهد و برای چند صد سال فلسفه در سکوتی مرگبار در جهان غرب فرو می رود تا آنکه فیلسوفی با نام گمستوس پلتو Gemistus Pletho در امپراطوری رم شرقی کمر به احیا فلسفه و معرفی مجدد افلاطون به جهان غرب می بندد.
پلتو در سال 1439 با احترام بسیار و به همراه کاروان دانشمندان و عالمان مسیحی تمدن بیزانس به فلورانس وارد می شود و به گزارش هم عصران خود چون ستاره ای می درخشد. پلتو Pletho نه تنها فرایند انتقال آثار یونانی از بیزانس به غرب را سرعت می بخشد (که بخشی از دلیل آن هراس تمدن مسیحی از به دست مهاجمان عثمانی افتادن این آثار است) بلکه فرآیند ترجمه مجموعه آثار افلاطون از یونانی به لاتین با معرفی نخستین او آغاز می شود و به همین دلیل است که او را سرسلسله احیا دانشهای یونانی در غرب می خوانند.
پلتو Pletho نیز چون سهروردی عمیقا بر این اعتقاد بود که فلسفه در شکل نخستین خود از زرتشت آغاز گشته است و افلاطون میراث دار فلسفه زرتشت است. خلاصه آخرین اثر او که کتاب قوانین Nomon singrafi / Book of Laws نام دارد ، با عنوان خلاصه ای از نظریات زرتشت و افلاطون Summary of Doctrines of Zoroaster and Plato توسط خود پلتو نگارش می شود و اگرچه پس از مرگش کتاب قوانین او به فرمان گنادیوس دوم اسقف قسطنطنیه سوزانده می شود ولی این خلاصه توسط یکی از شاگردانش به نام بساریون نجات می یابد.
پس از مرگ پلتو ، کاسیمو دمدیچی که یکی از حاضران پرنفوذ سیاسی در شورای کلیساهای غرب و شرق و از علاقه مندان پلتو بود به حکومت فلورانس می رسد و تحت تاثیر آموزشها و اندیشه های پلتو تصمیم به احیا آکادمی نوافلاطونی در فلورانس می گیرد. او همچنین یکی از بزرگترین فلاسفه و دانشمندان آن عصر فلورانس و ایتالیا یعنی مارسلیو فیچینو Marsilio Ficino را مامور بازگرداندن تمامی آثار افلاطون از یونانی به لاتین می کند. فیچینو نیز چون سلف خود پلتو تا پایان عمر بر این رای می ماند که خرد جاودانی وجود دارد که از زرتشت آغاز گردیده و در نوافلاطونیان تاریخ تداوم یافته است.
فیچینو تقریبا اندکی پیش از اصلاحات مارتین لوتر تقاضای رفرم در کلیسا را با بازگشت به این فرزانش جاودان درخواست می کند و کتاب شش جلدی خود با نام پریسکا تئولوژیا Prisca theologia و یا الهیات باستانی را برای تبیین نظرات خود و درکی که از این فرزانش یافته است تبیین می کند. ایده بنیادین این فرزانش وجود شکلی از بینش فلسفی است که می تواند علم، دین و شناخت خویشتن (آنچه ما امروز آن را روانشناسی می خوانیم) را در خود متحد سازد و تبارشناسی و خطوط اصلی این بینش فلسفی را می توان از افلاطون تا زرتشت بازشناسی کرد.
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر