تاملی بر قدرت کلمات و روایت ها
آیدین آرتا

هیچگاه تصور نکنید آنچه به آن می اندیشید و بیان می کنید و همرسانی این آگاهی شخصی با دیگران امری بیهوده است. اگر جهان واژگان و روایت ها بی ارزش بود، حکومت های استبدادی در طول تاریخ با تمام امکانات سرکوب خود چنین در تلاش بی پایان برای غلبه بر جهان روایت ها و کلمات نبودند.

لیست بلند روشهایی که این قدرت ها برای کنترل جهان کلمات و روایت ها به کار می گیرند خود گویای همه چیز است:
- کنترل انحصاری رسانه ها
- استفاده از تمام ابزار تبلیغات در رسانه ها و فضای عمومی جامعه
- عطش بی پایان برای کنترل محتوای آموزشی در همه سنین
- تسلط مطلق سانسور بر فضای اندیشه و کتاب
- محدودیت شبکه های اجتماعی که می توانند به بستر تبادل اندیشه ها و ایده ها در یک جامعه بدل شوند.
- محرومیت اجتماعی و زندانی کردن هر هنرمند و خبرنگار و اندیشمندی که اندیشه، روایت و هنری متفاوت از روایت رسمی به جامعه خود ارائه می دهد.

تمام این روش ها که آشکارا در تلاش برای محدود ساختن "جهان کلمات” هستند بیانگر حقیقتی هستند که همیشه پیش روی ما بوده است. کنترل جهان واژگان و روایت ها مهم ترین و بنیادی ترین استراتژی نظام های سرکوب است و درست به همین دلیل است که مقاومت ما نیز از همینجا باید آغاز شود.

میشل فوکو فیلسوف فرانسوی "نظریه های قدرت" می گوید جهان کلمات و روایت ها تنها یکی از "ابزارهای قدرت" نیست، بلکه مهمترین سرچشمه قدرت است که می بایست توسط نظامهای قدرت به تسخیر درآید تا تسلط آنها بر سایر ابزارهای کنترل و سرکوب امکان پذیر گردد.

با وجود این، "قدرت" در نگاه فوکو هرگز امری متمرکز نیست. قدرت همه جا هست و از همه جا می جوشد. از یک تصویر، از یک شعر، از یک روایت، از یک متن ...و از تمام اندیشه هایی که شما آنها را به شکل هنر و شعر و نوشته بیان می کنید. قدرت در روایت شخصی و داستان شماست که می توانید قدرت آن را در جامعه جاری سازید.

فوکو همچنین به ما می گوید کلمات و روایت ها درک ما از جهان و "نظام های حقیقت" را شکل می دهند و با نهادینه شدن این نظام های حقیقت در "باورهای روزمره" ما، هم اعمال و هم بی عملی ما در کنترل قدرت قرار خواهند گرفت.

قدرت همه جا هست ولی همیشگی نیست. هر نظام قدرتی نیاز به تجدید دائم خود برای تداوم حیات اجتماعی است. استمرار و مداومت وسواس گونه نظامهای قدرت در کنترل واژگان و روایت ها نیز ریشه در همین هراس عمیق آنها از تجدید نشدن این قدرت دارد. تاریخ نظام های قدرت در جهان نشان می دهد که قدرت سخت یک نظام استبدادی نمی تواند مانع از اخراج آن نظام از روایت مشترک یک نفرهایی شود که با انتخاب "روایت مقاومت" سرچشمه های قدرت جدیدی را در جامعه خود خلق می کنند.

به باور فوکو برخلاف آنچه که اغلب ما تصور می کنیم کار نظامهای قدرت، “کنترل و سرکوب سخت” نیست. کار آنها "تولید" است! تولید روایت، تولید واژگان، تولید ایدئولوژی، تولید مرزهای کلمات و معانی آنها، تولید فهرست حقیقت، تولید فهرست اهمیت حقایق اجتماعی!

تنها با تولید روایت هاست که می توان هر یک نفر از جامعه را به چرخ دنده بی صدا و بی اصطکاک ماشین نظام قدرت بدل کرد. کار نظامهای قدرت تولید همین چرخ دنده ها و نظام های دستوری است که این چرخ دنده ها را به چرخش در آورند، و نخستین وظیفه ما این است که مطمئن شویم یک چرخ دنده نیستیم.

دوست دارم دارم این نوشته را با بازگشت به اهمیت روایت ها در حیات و پایداری آگاهی تاریخی مشترک ما به عنوان یک ملت به پایان برم. جایی که فردوسی بزرگ در ادامه آن ابیات جاودانه که "بیا تا جهان را به بد نسپریم" به ما می گوید:

سخن ماند از تو همی یادگار
سخن را چنین خوار مایه مدار

او با بینشی شگفت انگیز ارزش سخن خود و قدرتی که از آن در تاریخ آگاهی مشترک ما به جریان خواهد افتاد را می دانست. او با بازگویی تاریخ و سخن گفتن از ریشه های تاریخی ایرانیان، این مردم را که اعراب آنها را عجم (لال و ناتوان در سخن گفتن) می خواندند، روایتی ماندگار بخشید که هنوز پس از هزارسال سرچشمه خرد و خوداگاهی مشترک آنهاست.

زندگی زودتر از آنچه تصور کنیم خواهد گذشت و جهانی دیگر آغاز خواهد شد . ما در کنار هزار سالگان سکوتی ابدی خواهیم یافت و این خانه میهمانان دیگری خواهد داشت. این فرصت کوتاه زیستن پایان خواهد گرفت و فرصتی دوباره برای روایت کردن نخواهد بود ولی شاید داستان ما و روایت صادقانه ما از تجربه جهانی که در آن زیسته ایم حتی پس از رفتن ما، وزن راستی را در جهان بیفزاید و سکوت تاریخ را بشکند.

بیایید تا هستیم، با هر توانی که داریم استبداد و ناراستی را محاصره کنیم. با هنر، با شعر، با موسیقی، با ادبیات، با سرسختی، با پرشور بودن و با نبوغ و ابتکارمان و با توان و شهامت اینکه داستان خود را بازگوییم و حقیقت آنچه را که گذشته و می گذرد بیان کنیم.