تأملی بر نسبت آگاهی اجتماعی با زبان

سمیرا قبادی

این روزها کمتر کسی است که با بحران های کنونی جامعه ،از فقر و خشونت گرفته تا ناامنی و بی عدالتی و نابرابری دست و پنجه نرم نکرده باشد و هر روز و هر لحظه ی خود را با دردهایی که از دل این بحران ها می زاید ، در رنج نبوده باشد .
اگر اولین قدم در مواجهه با هر بحرانی را شناخت عمیق و دقیق آن میدانیم ، ما تا چه اندازه درک درستی از چراییِ آنچه بر ما میگذرد داریم ؟
آیا می‌دانیم کجا ایستاده ایم و به کدام سو می رویم ؟

بی شک همه ما باور داریم زمان آن رسیده به فهم همه جانبه و عمیقی از این بحران در همه ی سطوح اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی آن دست یابیم تا مسیر شناخت و سپس عمل ، برای حرکتی گرچه آرام اما راسخ ، پیوسته و مسئولانه در جهت تحول هموار شود . تحولی که ناگزیر باید از درون ما آغاز و به بیرون از ما تسری یابد .

از منظرهای گوناگونی می توان برای یافتن پاسخ این سوالات دست به بررسی و کند و کاو زد اما این نوشتار سعی دارد از منظر ایده ی " زبان " و بصورت دقیق تر ، پیوستگی تحولات اجتماعی با پدیده ی زبان ، این امکان را فراهم آورد برای تحول وضع موجود، بتوان از حیطه ی تصورات ، امیدها و رویاها فراتر رفت و به عمل نزدیکتر شد . عملی که خود را نه در زمانی نزدیک ، بلکه در عمق آگاهی فردی و اجتماعی ما جاری می‌کند و در دوباره ساختن ، نقشی سترگ خواهد داشت .

هر قدرت ، جریان فکری یا ایدئولوژی زمانی می‌تواند خود را بر ما تحمیل کند و توان عمل آزاد را از ما بستاند که از ما قدرتمندتر باشد. مادامی که ما تهی از اندیشه ای مستقل و توانمند در بیان و کارآمدی باشیم ، هر ایدئولوژی و به تبع آن استبدادی که از آن می زاید ما را به تسخیر خود در می آورند و اگر بخشی از آن هم نباشیم، توانایی مقابله با آن را نخواهیم داشت و انفعال ، اصلی ترین نمود این اثرپذیری خواهد بود.

حال که با توجه به سطور پیشین سخن از "زبان" به میان آمد، در این نوشتار به این پرداخته می‌شود که رابطه میان تحولات اجتماعی و زبان چگونه امکان پذیر و منجر به شناخت و حرکت می شود و در این راستا از خوانش دکتر مهرآیین از اندیشه های باختین بهره خواهم جست .

میخائیل باختین، فیلسوف و متخصص ادبیات روس که آثار تاثیرگذاری در حوزه نقد و نظریه ی ادبی نوشته است و از دیدگاه منتقدان یکی از مهمترین متفکران قرن بیستم است ، در فلسفه اش به تفسیر زندگی انسانی از طریق ایده ی زبان می پردازد . اندیشه هایش درباره "کارناوالی شدن" و "گفتمان" بسیار تاثیر گذار بوده است . فلسفه زبانی او بر بررسی پدیده زبان درطول تاریخ و در میانه ی تحولات اجتماعی استوار است . .
به باور من نظریه " گفتمان" باختین یکی از مهم‌ترین ایده هایی است که تعمق در آن در این برهه از زمان و در شرایط سیاسی و اجتماعی که در آن محصور شده ایم ما را برای دستیابی به فهم تازه و عمیقی از مسأله مان ، توانمند می سازد و چنانچه درست درک شود این ظرفیت را دارد مسیر ما را برای جریان یافتن انگیزه و توان ما برای گام برداشتن در جهت تحولاتی که به بهبود شرایط می انجامد ، از اندیشه به عمل هموار سازد .

دکتر مصطفی مهرآیین ، پژوهشگر فلسفه و جامعه شناس فرهنگ یکی از تاثیرگذارترین اندیشمندان کنونی عصر ماست که مطالعات و پژوهشهای عمیق و ارزشمندی در حوزه فلسفه، پدیدارشناسی زبان و مشخصا نظریه "گفتمان" دارند . دکتر مهرآیین در سلسله درسگفتارهایی با محوریت نظریه گفتمان باختین ، امکان درک همگانی تری از این نظریه را فراهم کرده اند که این درس‌گفتار ها در کنار چند منبع دیگر، مرجع اصلی در نگارش این متن بوده اند .

باختین مطالعات خود را در حوزه "زبان"، بر پیوستگی آن با تاریخ متمرکز می‌سازد و همین نقطه ، زمینه ساز ارائه دیدگاه هایی متفاوت از سایرین در باب معنا می‌شود و مخصوصاً آن را از اندیشه های سوسور ، دیگر فیلسوف زبان ، که فلسفه اش بر مبنای مطالعه ساختار زبان در نظامی بسته است، متمایز می سازد.
به باور باختین در همه گفتمان هایی که در تاریخ شکل گرفته از جمله ، مکاتب فلسفی ، آثار ادبی و هنری و دیدگاه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ، مدلول ها یا تداعی های مختلفی برای هر واژه (دال ها، نشانه ها ) وضع شده است .
هر واژه در زمان های مختلف و در گفتمان های مختلف تداعی گر معنایی بخصوص بوده است که در چارچوب مبارزه بین طبقات و گروه های اجتماعی تعریف شده است. به عبارتی منافع گروه یا طبقه ای ایجاب می‌کرده است بار معنایی خاصی بر واژه ای قرار داده شود که واژه را برای مدتها و تا قدرت یافتن گفتمان بعدی ، حامل آن معنا سازد . از همین روی باختین نشانه ها را انباشته از منافع و به تبع آن سیاسی میداند .