شورش یا انقلاب - آلبرکامو
یکی از بهترین کتابهایی که در ماههای گذشته خواندن آن را به پایان بردم کتاب "شورشی" آلبر کامو بود. جایی در این کتاب کامو در قطعه ای درخشان میان یک "انقلابی" و یک " شورشی" تفاوت قائل می شود و چنین می نویسد:
"انقلاب" همیشه ریشه در دنیای ایده ها دارد و "شورش" همیشه از تجربه زیسته و شخصی فرد شورشی آغاز می شوند. انقلاب تزریق ایدهها به تجربهی تاریخی است، در حالی که شورش تنها عملی است که از تجربه ی تلخ فردی به ایده تغییر تاریخی کشیده می شود.
در حالی که تاریخ جمعی یک حرکت شورشی ، همیشه تاریخی از مبارزهی پرشور ولی بیثمر با کلیت ساختار واقعیت و اعتراضی مبهم و فاقد شیوه هایی روشن است، انقلاب تلاشی است برای شکل دادن به اعمال بر اساس ایده ها و برازنده ساختن کنش سیاسی با قرار دادن آن در چهارچوب اندیشه!
شورش همیشه از "نه" به حاکمیت مستبد آغاز می شود و انقلاب "نه" به شیوه ها و روش های استبداد است. برای همین است که نهایت دستاورد یک شورش از میان برداشتن مهره های قدرت است، در حالی که یک انقلاب ، ساختار قدرت و بنیان روشهای مخرب آن را همزمان ویران می سازد.
کامو ادامه می دهد که انقلاب از اساس همان معنایی را دارد که در چرخش سیارات از آن بهره می گیریم. چرخش کاملی که به آغازی نو منتهی شود. درست به همین دلیل است که حکومت ها هرگز نمی توانند انقلابی باشند.
حکومتهای انقلابی تنها در برابر قدرت های خارج از مرزهای خود انقلابی اند، در داخل قلمرو حکومت آنان آنها درپی تداوم خود هستند، و این وظیفه شهروندان است که بر علیه روشهای کهنه و منسوخ آنان انقلاب کنند.
شورشی یا انقلابی! این نخستین معیاری است که یک کنشگر سیاسی را باید با آن سنجید. ما برای دستیابی به تغییری بنیادین نه تنها در ساختار قدرت، بلکه در شیوه های حکمرانی و تعامل سیاسی خود ، که می توانند پس از هر ساختاری در فرهنگ سیاسی ما تداوم یابند، به یک انقلاب نیاز داریم!
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر