شاید نخستین اصل خرد این باشد که هیچ چیز را از تردید و پرسش خود در امان نگذاریم، به ویژه اگر به درستی و بر حق بودن باور خود اطمینان داریم! ولی سطحی بالاتر از دانایی شاید این باشد که علاوه بر این پرسش از خود بتوانیم سوی روشن آنچه مخالف باور ماست را نیز ببینیم و با آن موافق باشیم!

اینگونه است که خواهیم توانست از اندیشه سیاه و سپید خارج شویم و سایه های حقیقی اندیشه هایی که جهان ما را شکل داده اند با وضوحی بیشتر ببینیم و در کنار مبارزه با تاریکی، سوی روشن اندیشه ها، انسانها و جهان را همزمان نجات دهیم و این تعریف عملی و کاربردی من از چیستی "عشق" در زندگی است!

روانکاوانه اندیشیدن "تفکرسایکوآنالیتیک" شکلی از حرکت پدیدارشناسانه و دیالکتیک ذهن میان سوی روشن و سوی تاریک افکار خود و سپس توانایی دیدن سوی روشن اندیشه مخالف خود و سپس در ارتفاعی بالاتر ایستادن و نگریستن به تولد اندیشه ای نو در این تضاد دیالکتیک است. چنین روشی از زندگی و اندیشیدن است که می تواند همزمان ما را در مسیر "خرد" و "عشق" در زندگی قرار دهد.

آیدین آرتا

لینک مطالعه نوشتار کامل از وبسایت فرزانش و فلسفه:
https://farzanesh.com/?p=4562