روزی که من و همسرم هانا با لیلا صحبت کردیم او را سرشار از زندگی و امید یافتیم. لیلا در همان شهر محروم محل زندگی خود کار می کند، مشاوره می دهد، تدریس می کند، زبان انگلیسی را روان صحبت می کند و پر از امید و هدف و رویاهای زیبا برای آینده است. لیلا صدای بسیار زیبایی هم دارد و امشب ترانه ای قدیمی و پرخاطره را با صدای زیبا و دلنشین خود با مهربانی به رسم هدیه تولد برایم فرستاد.

لیلا به من گفت که آرزو دارد بار دیگر بتواند رنگهای زندگی را ببیند ولی بالاتر از آن آرزو دارد از پیشرفت بیماری برادرش تا حد امکان جلوگیری کند. برایم گفت که چقدر هزینه های زندگی، درمان و مراقبت از پدر زندگی آنها را تحت فشار قرار داده است. اینکه حتی هزینه های سفر به بیمارستان مرکزی شهر نزدیک محل زندگیشان شیراز برایش تقریبا غیر ممکن شده است.

چند سال پیش به او گفتند که ژن درمانی ممکن است در آینده ای نزدیک راهی برای درمان بیماریش ایجاد کند ولی حتی در حد محدود آماده سازی های اولیه و یا دسترسی به دستگاه سنسور نوری که در چشم کار گذاشته می شود تا حدی بینایی را بازگرداند به چندصد میلیون تومان پول نیاز است. حقیقت این است که بیماری او و برادرش به احتمال زیاد و در حد دانش پزشکی من و امکانات پزشکی امروز به ویژه در ایران امکان بسیار اندک و محدودی برای درمان دارد و خود لیلا نیز این را می داند ولی امید خود را از دست نمی دهد.

ولی آنچه لیلا را بیش از هر چیز آزار می دهد این است که درآمد محدود او با همه تلاشهایش به هیچ چیز در زندگی آنها نمی رسد. حتی مراقبت شایسته از پدر بیمارشان.

لیلا هرگز در زندگی خود از کسی کمک درخواست نکرده است ولی وقتی که من به لیلا گفتم که من دوست دارم برای روز تولدم خوشبختی و زندگی بهتری را برای او و خانواده اش آرزو کنم و در این آرزو از دوستانم در ایران و استرالیا و سراسر دنیا کمک بگیرم به من گفت: من هدفی در زندگی دارم و برای رسیدن به هدفم از دریافت کمک پرهیزی ندارم. من آرزو دارم که روزی دوباره رنگها را ببینم ولی بالاتر از آن دوست دارم که به خانواده ام کمک کنم و می دانم که روزی این کمک را با هر آنچه در توان دارم به دنیا بازخواهم گرداند.

لیلا به من اجازه داد که داستانش را با شما شریک شوم.

من برای 44 امین سالروز تولدم تحقق آرزوهای لیلا را آرزو می کنم و از شما می خواهم که در حد توان خود در این راه به من ملحق شوید. اگر در پس ذهن خود این امکان را می دیدید که شاید بخواهید هدیه ای برای تولد به من بدهید در تحقق این آرزو همراهم شوید.

شماره حسابها را در زیر می توانید بیابید ولی اگر دوست داشتید که چند خطی نیز برای لیلا بنویسید و به ایمیل من
[email protected]
ارسال کنید.
من حتما تمام مهربانی و عشق شما را در این نامه ها نیز با او شریک خواهم شد.
Paypal: [email protected]
یا
Bank: ANZ
Name: Aydin Areta
BSB: 012327
Account Number: 277946851
در ایران:
6037 9981 4726 9897
بانک ملی
علیرضا ساعتچی

لطفا پرهیزی از اینکه این پست را با دوستانتان به اشتراک بگذارید نداشته باشید. در نهایت ما می توانیم تغییری ایجاد کنیم و یا امکانی برای ایجاد تغییر پدید آوریم و گاهی می توانیم و آزادیم که هر دو را برگزینیم.

پیشاپیش از همه شما برای دوستی و مهربانیتان سپاسگزارم

آیدین آرتا
تیرماه 1400