«روح زنانه، نیروی زایش و باززایش و توان مرگ پذیری در زندگی»

در روانشناسی کهن الگویی ،کهن الگوی الهه مادر و آنیما (بخش زنانه شخصیت) همیشه آن نیرویی در ساختار شخصیت ماست که تحول و تغییر را رقم می زند. این تحول نه فقط تولد بخشیدن به یک چیز جدید است بلکه به آن چیز امکان رشد می‌دهد ، امکان شفا یافتن آنرا فرآهم می‌آورد و آن لحظه ای که لازم است از میان برمی‌دارد آن چیزی را که باید از میان برداشته شود؛ درست همچون مادر طبیعت که زایش می‌دهد، شفا می‌دهد و در عین حال مرگ می‌بخشد. روح زنانه این چرخه را با تمامی در خودش درک می‌کند

در تصاویر اسطوره ای ،الهه مادر از ایزدبانوی ایرانی آناهیتا تا ایزدبانوی مردم مصر ایزیس همیشه در دستان الهه مادر و یا در بالای سر او یک حلقه دیده می شود که نمادی است از چرخه زایش، مرگ و باززایش. الهه مادر این چرخه را در اختیار خود دارد و این چرخه چیزی جز سمبل تحول جهان نیست. این چرخه که آن را گوی خورشید Solar Disc نیز می نامند و در سمبلهای کیمیاگری به شکل اژدهایی که دم خود را می خورد و یا اوروبوروس Ouroboros دیده می شود سمبلی از چرخه تحول و ابدیت در جهان است و این همان حلقه ای است که در میان فروهر اهورا مزدا و در دستان او دیده می شود و همان حلقه ای است که در ازدواج به نماد پذیرش اتحاد آگاهی زن و مرد و پیوند این زندگی و آگاهی به نسلهای بعد و تداوم چرخه حیات به یکدیگر می بخشیم.

مادر آرمانی همچنین بی هراس از مرگ است زیرا می داند که برای باز زاده شدن باید مرگ را پذیرفت. درک کهن الگوی مادرآرمانی در شخصیت به معنای فعال ساختن ان بخش از ساختار شخصیت است که به ما اجازه می دهد مرگ را در زندگی بپذیریم و این مرگ ، همیشه مرگ فیزیکی نیست. ما بارها و بارها با مرگ روانی و مرگ گذشته خود در زندگی مواجه می شویم و گاهی حتی باید مرگ دردناک گذشته را با آغوشی باز بپذیریم تا به خود اجازه دهیم که باززاده شویم.

لینک دسترسی به ویدیو از یوتیوب:
https://youtu.be/42lt4Q9OFxE