ريشه اصلی بسیاری مکانیسمهای دفاعی و جبرانی روانی ما در زندگی احساس شرم و گناه ناخودآگاهی است که خود را به صورت مهرطلبی و جستجوی رضایت دیگران به هر قیمت، خشم بیمارگونه، رفتارهای اجتنابی و انزواطلبی، کنترل وسواس گونه و کمال طلبی و انواع وابستگی ها و اعتیادهای مخرب نشان می دهد.

روشهای مرسوم روانکاوی از جمله روش‌های شناختی و رفتاری CBT تاثیر بسیار محدود و اندکی بر درمان احساس شرم و گناه بیمارگونه دارند زیرا مرکز این احساس در مغز در بازال گنگلیا و در سطح پایین تر و عمیق تری از نئوکورتکس و یا مغز شناختی ماست.

احساس شرم در ما پیشاکلامی و پیشاشناختی است و در سال‌های نخست زندگی شکل می گیرد. هرگونه رفتاری که به ویژه در دوسال اول زندگی بر احساس ارزشمندی درونی ما تاثیر بگذارد ، در سال‌های بعد به مکانیسمهای دفاعی مخرب ناخودآگاه در برابر احساس شرم منتهی خواهد شد.

استفاده از ایجاد احساس شرم و گناه در نظام تربیتی و آموزشی ما سابقه ای تاریخی دارد و توسط نهاد خانواده و نظام آموزشی در فرهنگ ما نهادینه شده است. در سال‌های بعدی زندگی از ایجاد تصویر بدن ایده آل توسط رسانه ها تا ارزش بخشیدن به داشته های مادی و تحصیلات توسط هنجارهای اجتماعی ما پیوسته در معرض قضاوتی نابودگر از سوی خود و دیگران قرار داریم که احساس شرم و گناه را به یکی از عمیق ترین و ریشه دارترین احساسات منفی زندگی ما بدل می سازد.

در ششمین سمينار از مجموعه سمینارهای روانشناسی ژرف و کهن الگویی هدف ما این است که خودآگاهی خود را از این احساس و نتایج مخرب آن در زندگی توسعه بخشیم و نخستین گام را در کیمیاگری با این احساس بنیادین منفی در زندگی برداریم. جزئیات شرکت در این سمینار را در زیر می توانید بیابید.

مجموعه سمینارهای آنلاین
کیمیاگری با احساسات سایه
سمينار ششم:
فراتر رفتن از احساس شرم و گناه
شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲ ساعت ۱۶ به وقت تهران