«رکوئیم» یا سرود سوگ را آنا آخماتوا شاعر بزرگ روس در سال‌های ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۰ نوشت؛ در زمانه‌ای که موج بازداشت‌ها, اعدام ها و ناپدیدشدن‌ها، هزاران خانواده را در صف‌های طولانیِ زندان‌های لنینگراد ایستاده نگاه می‌داشت.

مادران و همسران، ساعت‌ها و روزها منتظر خبری از عزیزان‌شان بودند. هیچ کس نمی دانست چند نفر کشته و ناپدید شده اند. بسیاری از آن نام‌ها هرگز در هیچ فهرستی ثبت نشدند.

آخماتوا خود در همان صف‌ها ایستاده بود و شعری که سرود مرثیه ای بود برای سوگِ جمعی در روزگاری که هیچ راهی برای دانستن عمق جنایتی که رخ داده بود وجود نداشت.

او گفت می‌خواست از همه جان باختگان کشتار استالین نام ببرد، اما فهرستی از نام ها وجود نداشت و هرگز هم گفته نشد. پس تصمیم گرفت کفنی پهناور از واژگان و شعر بدوزد برای نام‌ها و بدن های گمشده. از همان کلمات شکسته‌ای که از دهان خانواده های منتظر و داغدار شنیده بود.

می‌خواستم همه‌شان را تک‌تک به نام بخوانم،
اما فهرست را دزدیده اند، و راهی برای دانستن نیست.
پس برای آنان کفنی پهناور بافتم،
از واژه‌های شکسته ای که از خانواده های داغدار، دزدانه شنیده بودم.