قانونی که اکثریت مردم در آن از پیش مجرم شناخته شده اند، تنها یک پاسخ دارد، و آن مقاومت در برابر اجرای آن است.
فرهنگ پذیرفته شده در یک جامعه، هرگز نیازی به قانون شدن ندارد. تنها دلیل بردن آن ذیل قانون مجازات، بیگانه بودن آن رفتار فرهنگی از فرهنگ عمومی و عدم پذیرش گسترده آن است.
در این میان آنچه بیگانه است و توسط جامعه پذیرفته نمی شود، خود حجاب نیست، بلکه اجباری بودن آن است!
این اجبار را نه می توانید با زبان خوش به انتخاب مردم تبدیل کنید و نه با زور و قانون مجازات! زیرا اساسا هرگز تغییر روش اِعمال جبر، آن را به انتخاب آزاد بدل نخواهد کرد.
زنان کلید نهایی تحول آگاهی یک جامعه اند، و جهت گیری اندیشه نسلهای بعد را در دست دارند. ستیز با زنان، هرگز سرنوشتی جز شکست نخواهد داشت.
با ادامه این سر بر سنگ کوبیدن، در هر نسلی ناگزیر خود را تنهاتر خواهید یافت و قانون های سنگین مجازات نیز، اقلیت شما را به اکثریت بدل نخواهند کرد.
با اصرار بر زبان اجبار و سرکوب، تنها از جامعه گسسته تر خواهید شد، و یقین داشته باشید که در ستیز خود با زنان هرگز پیروز نخواهید شد. زیرا ستیز با زنان، ستیز با روح زندگی است، و زندگی سرانجام پیروز خواهد شد.
آیدین آرتا
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر