پذیرش وجود سایه ، پذیرش این حقیقت تلخ است که اگر چیزی به نام تاریکی و پلیدی و اهریمن در جهان وجود خارجی داشته باشد،موجودی بیگانه نیست.این ما انسانها هستیم که سلول سلول هستی این اهریمن را ساخته و حیات آنرا تداوم میبخشیم.
اغلب ما فکر می کنیم که میدانیم چه چیزی در مورد دیگران غلط است و باید اصلاح شود. یونگ معتقد است این نبرد را باید به درون ببریم، زیرا تنها با پیروزی در این نبرد است که جنگهای بیرون به پایان میرسد. جایی که ما برای لحظه ای می ایستیم و میپذیریم همه آنچه در دنیای بیرون آزار مان میدهد در درون خود ما نیز هست و درست به همین دلیل است که میتوانیم آن را ببینیم.
در داستان بیداری بودا، او نخست با کاما یا خواسته های انسانی مواجه می شود و از آنها میگذرد. سپس با مارا یا تجسم ترس مواجه می شود و از آن هم عبور میکند و سرانجام با وسوسه نهایی که وظیفه اخلاقی در برابر دیگران است مواجه میشود و به آن هم تسلیم نمیشود.سفر بودا به سوی روشن بینی را میتوان سفر گذشتن او از تاریکی دانست. درست مانند لوتوس که برای رسیدن به نور باید از قلب مرداب بگذرد تا رو به سوی نور به شکوه شکفتن دست یابد.
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر