پیرمرد اگر همچنان عمری به دنیا داشته باشد تا سه ماه دیگر صد ساله خواهد شد. ماههاست که دردهای سالخوردگی و ناتوانیهای روزافزون آن هر روز بیشتر بر رنجهایش می افزایند. حافظه اش هر روز بیشتر تحلیل می رود و پس از آخرین باری که دو هفته پیش زمین خورد تنها برای دقایقی کوتاه در طول روز هشیاری و وضوح نسبی ذهنش را باز می یابد.در این فاصله های کوتاه وضوح و هشیاری برای لحظاتی گذرا دختر و نوه خود را که با عشق در کنارش مانده اند باز می شناسد.
بسیاری از ما می پنداریم که مبتلایان به بیماری فراموشی و زوال حافظه از دنیای انسانی کاملا گسسته اند ولی حقیقت این است اگرچه بیماری فراموشی بر گذشته و مفهوم توالی زمان غبار نیستی می پاشد، ولی تجربه لحظه حال هرچند کوتاه و گذرا با تمام شدت خود جریان دارد. تجربه ای که حتی اگر سه ثانیه در ذهن باقی بماند همچنان می تواند شاد، غمگین و حتی پر از معنا باشد.
در این لحظات گذرای وضوح، پیرمرد دستان دختر و نوه اش را محکم می گیرد و به آنها می گوید دوستشان دارد. او پایان نزدیک زندگی خود را حس می کند و با تمام وجود می داند که در برابر این پایان گریزناپذیر و زمان کوتاه باقی مانده، تنها و تنها عشق است که اهمیت دارد. در این لحظات کوتاه بازگشت به فرصت زیستن انسانی، تمام اهمیت هیاهوی زندگی و آنچه روزی برایش مهم بوده است رنگ می بازد و محو می شود. گویی که همه چیز جز عشق سرابی بیش در زندگی نبوده است.
شاید نزدیک ترین تجربه به اینکه با عشق از ما مراقبت شود ، این باشد که با عشق از دیگران مراقبت کنیم. پذیرش اینکه اجازه دهیم که دیگری مراقب ما باشد نیازمند قدرت روحی بالایی است. بسیاری از ما توان پذیرش ناتوانی و نیاز را نداریم. مراقبت از دیگری نیز محتاج شهامت است. شهامت اینکه بتوانیم از خود فراتر رویم و با فروتنی ، شفقت و حتی سپاسگزاری، چرخه شگفت زندگی را تجربه کنیم.
ما بارها در زندگی ناچاریم که بایستیم و با ترسهای خود مواجه شویم و پیری و ناتوانی پایانی آن دشوارترین مرحله مواجهه با این ترسهاست. فرصت مراقبت از دیگری و خود مورد مراقبت قرار گرفتن برای هر دو سوی این تجربه فرصتی یگانه است برای امکان تجربه روح انسانی و چرخه مرگ و زندگی.حقیقت این است که هر دوسوی این تجربه آماده اند تا تنهاترین رنجهای زندگی را حتی با تمام قدرت تراژیک و خرد کننده آن به تجربه ای برای پیوستگی ، عشق و رشد روح انسانی بدل سازند.
آیدین آرتا
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر