پانزده اکتبر زادروز ۱۸۰ سالگی نیچه بود. سخنی از حکمت شادان که اشاره ای است به اندیشه "بازگشت جاودانه" و "عشق به سرنوشت" تقديم به شما. این باور که زندگی را باید چنان زیست که اگر مفهوم جاودانگی چیزی نباشد مگر زیستن همین زندگی بارها و بارها و برای ابدیت، باز بتوان شادمانه هر بار از نو در همین زندگی متولد شد، همین زندگی را تجربه کرد و خویشتن را از آغاز تا پایان در همین تجربه زیست. عاشقانه خویشتن و سرنوشت خویش را خواست و از آن خود کرد. حاضر بود حتی همه دردها و شکست هایش را باز از نو زندگی کرد برای آنچه در نهایت این داستان از خود و سرنوشت خود ساخته ایم. اندیشه ای که همانقدر ترسناک است که سرشار از عشق به زندگی است.

چه خواهی کرد اگر روزی یا شبی، اهریمنی به پیشت آید و در تنهاترین تنهایی‌ات نجوا کند:
این زندگی که اکنون آن را زندگی می کنی و زیسته‌ای، باید بار دیگر و بی‌شمار بارهای دیگر تکرار کنی؛ و هیچ چیز در آن تازه نخواهد بود، بلکه هر درد، هر لذت، هر اندیشه و هر آه و هر آنچه کوچک و بزرگ در زندگی‌ات رخ داده است را به همان ترتیب و جاودانه دوباره و دوباره خواهی زیست!

آیا خودت را به زمین نمی‌افکنی و زاری کنان آن دیو را نفرین نخواهی کرد؟

یا شاید زندگی را چنان ژرف و شگرف زیسته ای که سرشار از شادی و شور به او پاسخ خواهی داد:
درود بر تو ای خداوند، که هرگز چیزی از این زیباتر نخواسته ام و نیندیشیده ام.

"نیچه - حکمت شادان"