نظامهای آموزشِ کودکان در تمام دنیا ساختارهایی مربوط به گذشته هستند و نمی توان در شکل فعلی راهی برای تداوم آنها در آینده تصور کرد.
ساختارهای کهنه ای که توسط نسل هایی اداره می شوند که از جهان گذشته جدا نشده اند و فاصله آنها به سرعت با آینده افزایش می یابد.
نظام های آموزشی که "آموزش" را موضوعی جدا از "زندگی" تلقی می کنند، و در جهانی که "محتوا" هر روز بیشتر از دیروز غیر متمرکز و در دسترس است همچنان تصور می کنند یادگیری امری مربوط به "آموزش محتوا"ست. نظامهای آموزشی که هم از جهان امروز و آینده گسسته اند و هم از زندگی.
مدارسی که مهمترین هدف وجودی آنان نه پرورش فردیت و خلاقیت کودکان بلکه تولید نیروی کار است.
نیروی کاری که برای نیروی کار شدن باید مهمترین ویژگیهای "ذهن کودک" را از دست بدهد و از همه مهمتر شوق دانستن در مورد زندگی که هر کودکی با آن متولد می شود و همچنین توان خودآموزی که تنها امکان یادگیری واقعی است، و همچنین توان مستقل اندیشیدن که شرط نخستین ورود به فرایند فردیت است.
روزی که این نظام های پوسیده در سراسر جهان زیر وزن بیهودگی خود فرو ریزند، جهانی نو آغاز خواهد شد و آن روز نزدیک است.
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر