"نقش نور و پیوستار تاریخی آن در اندیشه ی ایرانی"

خسروانیان حکمایی بودند که درک خود را از حقیقتی که کشف کرده بودند در قالب کلمه ی نور و تعبیر و تفسیر این کلمه بیان می کردند.
بیان سخن فلسفی از راه تشبیه حقیقت به نور ، فصل مشترک میان تمام حکیمان اشراقی است .

یگانه شدن با نور جاودان و پیوستن به آن یگانه ، همان وادی پایانی و فنایی است که تمامی عرفان را می توان چون حرکتی به سوی این پیوستن به یگانگی تاویل کرد. در اندیشه مزدیسنایی ، اهورامزدا نورجهان و نور نورها و شیدان شید است و انسان تجسم هستی یافته این نور است (اخویی هستومند). پژواک همین اندیشه است که در تمام تاریخ اندیشه ما بی وقفه شنیده می شود ( از همه اوهام و تصویرات دور ---- نورِ نورِ نورِ نورِ نورِ نور). در هات 30 یسنا باز عبارتی با این مفهوم از زبان زرتشت مواجه می شویم که: (بشود که مزدا ما را یاری فرماید تا با نیروی "دل" و "اندیشه" به سرچشمه ی دانایی پی ببریم).

حرکت انسان در این اندیشه که بنیاد اندیشه عرفانی ایرانی است حرکت به سوی این نور است با نیروی دل و اندیشه که در درون خود او وجود دارد زیرا او هستی یافته همان نور جاودان است. پندار نیک که به گفتار و کردار نیک می پیوندد در انسان وجود دارد و با اطمینان به همین نیروست که او بر می خیزد و نبرد کیهانی خود را برای گذر از تاریکی و پیوستن به نور آغاز می کند.

دکتر آرتا در این ویدئو به نقش نور و جایگاه آن در فلسفه آیین زرتشت و در میان عارفان و فیلسوفان ایرانی می پردازند .
لینک دسترسی به ویدیو از یوتیوب "گام هایی در روشنایی":

https://youtu.be/JqbMBaueMBo

ارسال پست: سمیرا قبادی