نگاهی به زندگی و میراث فلسفی هانری کربن (ادامه - 3)
درک هانری کربن از نقش تاریخی ایران در تکامل اگاهی و اندیشه بشری درکی منحصر به فرد بود و افسوس که هنوز آثاری از او هستند که حتی امروز پس از سالها هنوز به پارسی ترجمه نشده اند. بسیاری از ایرانیان نیز حتی امروز از نقش بزرگ او در گشودن دروازه های فرزانش ایرانی به دنیای غرب نامطلع اند و شاید نام او تنها برایشان مترادف با نام خیابانی در مرکز شهر تهران باشد ولی بی شک روزی او در آینده ایران بازشناخته خواهد شد و نسلهای آینده ایران او را از نو کشف خواهند کرد و درخواهند یافت که چگونه از نوشته های او به دنیای اندیشه ایرانی و دنیایی که تنها افلاطونیان لذت گذر به آن را درک توانند کرد ورود یابند. کربن بر این باور بود که سهروردی دست او را گرفت و به دنیایی متفاوت از معنویت و خرد رهنمون ساخت و بی تردید او نیز راهنمایی برای جانهای تشنه در سراسر دنیا به سوی دنیای میانجی اندیشه ایرانی خواهد بود.
این که یک دانش آموخته فلسفه در مکتب غرب در سطح وی، پس از آشنایی با سپهر اندیشه ایرانی بر این باور بوده است که تمامی فلسفه غرب از دکارت تا امروز در مقابل ژرفای حکمت اندیشمندان ایران زمین که از اندیشه مزدیسنایی تا ادبیات عرفانی ایران زمین تداوم یافته است، چیزی بیش از تلاشی مقدماتی برای کشف حقیقت افقهای هستی انسانی نیست! آیا سوالی را در رابطه با ارزش درک نشده تاریخ اندیشه ایرانی در ذهن ما بیدار نمی کند؟
این حقیقتی است که ما بسیار به کسانی چون کربن برای کشف دوباره فرهنگ و میراث گرانبهای خود نیازمندیم، از آن رو که بسیاری از آثار تاریخی پیش از اسلام ما در هجومهای گوناگون نابود شده اند و آثار پس از اسلام نیز یا به عربی و یا به فارسی بسیار دشوار نگاشته شده اند. کسانی که فلسفه ایران را بازخوانی می کنند از حوزه دین برخاسته اند و بازخوانی درون متنی آنان تداوم همان زبان دشوار است که شکلی حوزوی نیز یافته است و از سوی دیگر به دلیل بیگانگی این گروه با زبان فلسفه غرب، حتی این اندیشمندان حوزوی و سنت زده نیز توان برون رفتن از مرزهای بسته داخل زبان محصور خود را ندارند و در فقر و فقدان وجود مکتبی منسجم و به روز که ارائه دهنده بنیانهای راستین اندیشه ایرانی به زبان امروز اندیشه در جهان باشد، جوانان علاقه مند به فلسفه ، فلسفه غرب را دلپذیرتر، آسان تر، شفاف تر ، منسجم تر و دارای تاریخی مشخص تر و همچنین مبانی ملموس تری در ساخت فرهنگ و تمدن می یابند و درست به همین دلیل است که مهجوریت میراث اندیشه ایران و فرزانش ایرانی و ظرفیت آن برای تولید فرهنگ و تمدنی پویا و رو به سوی آینده امری شگفت نیست.
تاریخ یکصد سال گذشته ما تاریخ برخاستن ما از خواب سنگین تاریخ بوده است ولی برای ایستادن بر پاهای خود نیاز به اندیشمندانی داریم که میراث گرانبهای اندیشه و فرزانش ایرانی را با زبان جهانی پیوند زنند و درخشش این اندیشه و ویژگیهای منحصر به فرد فرزانش ایرانی را بازنمایند. راهی که کربن از آن گذشت راهی بسیار کم گذر است ولی تاثیر آن چه انجام داد الهام بخش همه کسانی است که جان کلام او را می یابند و به نوری می نگرند که او به سوی آن اشاره می کند.
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر