نگاهی به زندگی و میراث فلسفی هانری کربن (ادامه - 2)

کربن معتقد بود ایران و آلمان نه دو سرزمین بر پهنه خاک، بلکه طول و عرض جغرافیایی اندیشه ای معنوی در دنیایی مثالی هستند که بر نقشه های جغرافیایی زمینی اثری از این دنیا نیست. او بر این باور بود که سفرش از پاریس تا فرایبورگ و از استانبول تا تهران و اصفهان سفر بر شهرهایی جغرافیایی نبوده بلکه این شهرها تنها شهرهایی نمادین از سلوک او در دنیایی دیگر بوده است که او آن را در سفری معنوی پیمود.

او هیچگاه عقل باور Rationalist نبود و شاید از این رو بود که به کارل بارت علاقه مند شد و با دوستانش مجله ای به نام "اینجا و اکنون" منتشر ساخت که در مقدمه نخستین شماره این مجله با الهام از جرج بارکلی فیلسوف ایدئالیست ایرلندی نگاشتند: “جای آن است که اعلام کنیم عقل بشر دلیل وجودی او نیست. نه این است که من می اندیشم پس هستم، حقیقت این است که من اندیشیده می شوم پس هستم."

کربن صفیر سیمرغ شیخ اشراق شنید را شنید. صفیری که به بشارت سهروردی مشرق آشیان آن است و مغرب از او خالی نیست. صفیری که به هزار سال خفتگان را سرانجام بیدار خواهد کرد. کربن در پی این ندای جاودان و جستجوی حکمت اشراق و اندیشه سهروردی که او را امام افلاطونیان پارس نامید به شرق آمد و برای باز یافتن نسخه های خطی نایاب و منتشر نشده شیخ اشراق که در موزه استانبول نگاهداری میشود به این شهر رفت و به مدت 6 سال آنها را در کوران سالهای جنگ جهانی مورد بررسی قرار داد. او با پایان دوران تحقیق خود مجموعه آثار سهروردی را به انتشار رساند و با بازگشت به فرانسه جانشین کرسی لویی ماسینیون در دانشگاه سوربن شد. عارف-فیلسوفی که با معرفی کتاب حکمت الاشراق سهروردی به او برای نخستین بار دروازه های شرق و اندیشه ایرانی را به روی او گشود.

او همچنین در این سالها و بیش از ربع قرن عضو حلقه ای مطالعاتی از نوابغ عصر خود نیز بود که "ارانوس" نام داشت وبه صورت سالانه در زوریخ تشکیل جلسه می داد . این حلقه که بعضی از اعضای سرشناس آن کارل گوستاو یونگ ، میرچا ایلیاده، هاینریش زیمر، اریش نویمان، آلفونسو روزنبرگ، کارل کرنی ، آدولف پورتمان و ژوزف کمپل بودند مطالعات خود را بر اسطوره شناسی، روانشناسی، دین شناسی و سمبل شناسی متمرکز ساخته بود. او بویژه دوستی نزدیکی با یونگ داشت که از تفسیری که او بر "پاسخ به ایوب" یونگ نگاشت آغاز گشت و هرگاه کربن به زوریخ می رفت دیدارهایش با یونگ در خانه معروف یونگ در شهرک آسکونا گاهی ساعتها به طول می انجامید.

کربن در ایران نیز و در مسیر تکامل رهیافت خود از فرزانش جاودان با طیف وسیعی از اندیشمندان ایران شناس ، فلاسفه و اسلام شناسان برجسته ارتباط برقرار ساخت، از استاد پورداود و بدیع الزمان فروزانفر و سید حسین نصر و سیدجلال الدین آشتیانی تا استاد مهدی الهی قمشه ای و علامه محمد حسین طباطبایی که سالها با آنان همکاری مستمر علمی داشت.

بینشی که از این رهگذر حاصل کرد و نگاهی که به ایران داشت و درک عمیقی که از این سرزمین در او شکل گرفت برای همه کسانی که دل به میراث خرد این سرزمین می بازند اندیشه ای آشناست. او معتقد بود ایران سرزمینی است که زمین و آسمان در آنجا به هم می رسند و بر این باور بود که مظاهر هنر ایرانی از معماری تا مینیاتورهای ایرانی تجلی این تعلیق میان زمین و آسمان است. تعلیق در برزخی میان اندیشه و احساس و تعقل و شهود. شایگان در کتاب خود که دررابطه با هانری کربن و آراء او نگاشته است به خوبی محورهای باور او را در رابطه با ایران تبیین می کند:

1 - ایران سرزمین میانه و میانجی است و نگاهی دو سویه به غرب و شرق دارد و همچنین در دنیای شرقی نیز مرکز پیوند و برخورد اندیشه های برآمده از خاور دور و بین النهرین است و این جایگاهی منحصر به فرد با درکی فراسرزمینی به اندیشه ایرانی می بخشد.

2 - ایران دنیای خیال و تخیل است و در این جهان معلق میان آسمان و زین و عقل و شهود است که عالم مثال و جهان فرمهای افلاطونی، پلی حقیقی به این جهان از طریق ظرفیت نهفته در اندیشه و فلسفه ایرانی یافته است.

3 - ایران دنیایی است میان دو زمان. سرزمینی که در همیشه تاریخ سرزمین انتظار بوده است، دنیایی که زمان این جهانی ما را به برزخی در انتظار رستاخیز موعود و رستگاری نهایی بشر تغییر داده است.