مدتها پیش این عکس را که توسط عکاسی که از مردم نیویورک در زندگی روزمره عکس می گیرد و در صفحه ای با نام مردمان نیویورک به اشتراک می گذارد دیده بودم. امروز در آرشیو عکسهایم دوباره به این عکس رسیدم و به یاد کامنتهای مردمی که این پیرمرد سبز ریش را از نزدیک دیده بودند و می شناختند افتادم. بسیاری از آنها نوشته بودند که او انسانی بسیار مهربان ، دوست داشتنی و خوش برخورد و شاد است که دیدارش هر روز طعمی از رنگ و شادی به زندگی دیگران می بخشد. من عکس او را در آرشیو نگاه داشته بودم زیرا برای من او شبیه تجسم همه شخصیتهای دوست داشتنی تمام داستانهای کودکان است که تا امروز نوشته شده اند و حتی در آینده نوشته خواهند شد. چقدر دوست داشتن اینهمه رنگ و زندگی و مهربانی اصیل که در چشمان انسانها پنهان نمی ماند آسان است. دلم نیامد این رنگ و زیبایی را در این روزهای سخت با شما شریک نشوم. این روزها او کجاست؟ کاش کسانی که دوستشان داریم و هر کجای دنیا رنگ به زندگی ما می بخشند سلامت باشند. زندگی سیبی است گاز باید زد با پوست. ای کاش میشد همه ما مردم دانه های دلمان چنین خوش رنگ پیدا بود. ...

آیدین آرتا