ما می توانیم به جهان با نگاه به این که چه هست و از چه چیز ساخته شده بنگریم که این کاری است که علم انجام می دهد و یا می توانیم همه چیز را در جهان در ارتباط با خود درک کنیم و اینکه هر چیزی در جهان بیرون چه معنایی برای ما و چه تاثیری بر ما دارد. این نگرشی بسیار کهن و ریشه نگاه اسطوره ای به جهان است.
ما می توانیم انتخاب کنیم که متریالیست باشیم و نگاهی کاملا مادی و علمی به جهان داشته باشیم ولی این روشی نیست که بتوانیم در عمل با آن زندگی کنیم. ما ناچاریم بی وقفه در جستجوی معنایی برای هر لحظه از زندگی خود در جهانی باشیم که با نگاهی متریالیستی کاملا بی معنا به نظر می رسد.
می توانیم جهان را ترکیبی تصادفی از ماده بدانیم ولی این باور نمی تواند ناچاری ما را در تصمیم گیری برای اعمال مان در هر لحظه و احساساتی که تجربه می کنیم تغییر دهد، زیرا برای ما انسانها جهان نه تنها ترکیبی از "چیزها و ذرات مادی" بلکه جایی برای "عمل کردن" است و ما ناچار به حرکت از نقطه ای به نقطه دیگر در مسیر زمانیم.
"جهان چیزها"ی متریالیسم کمکی به ما در درک جهان ذهنی ارزشها، عملکردها و جستجوی ناچار ما برای معنای زندگی نمی کند.
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر