کودکی و کودک بودگی ... ادامه (۲) 👆
چنین ذهنی عمیقا اصیل و بی تکرار است، چون هر کودکی که از ابتدای تاریخ تا انتهای آن نمی توان همتایی دیگر را چون او پیدا کرد. هر کودکی که پا به این جهان می گذارد بی همتاست و چنین است هر ذهنی که به نور آگاهی روشن می شود.
در فلسفه نیچه کودک واپسین مرحله تکامل فلسفی ابر انسان اوست. نخستین مرحله زیستنی شتر گونه است که در آن بار زیستن، دانستگی و سنت بر شانه های قدرتمند فیلسوف حمل می شود. پس از آن غرش شیر فرا می رسد در پهنه آزادی که جهان فیلسوف را با شهامت گسترش می بخشد.و در نهایت این کودک است که از آن والاترین فیلسوف تولد خواهد یافت. در نگاه نیچه خودانگیختگی سرشار از اصالت و شهامت کودک رها از بار سنگین هر گذشته و آینده ایست. کودک جهان را با اندیشه ای نو از نو خواهد ساخت و خود تجسم این نو شدن است.
ويژگيهای کودک را در قلب ایده "شهسوار ایمان" کیرکگارد نیز می توان یافت. کودک در هر لحظه آماده جهش ایمان است زیرا در جهان تخیل کودک ناممکنی وجود ندارد. می توان از بلندای هر دیواری پرید و ایمان داشت که در آغوش پدر فرو خواهیم آمد.
در امر سیاست نیز ارتباط عمیقی است میان اندیشه کودکی و مفهوم سیاست به مثابه "ناتالیتی" و امکان زایش و نو شدن در اندیشه هانا آرنت. هیچ چیز چون حکومت از کودکی دور نیست و هیچ چیز چون سیاست در ساحت کودکی قرار نمی گیرد. آنچه توان آن را دارد که از میان تمام دوگانگی های جامعه عبور کند و امر نو خلق کند کودکی است و تنها با کودکی است که مفهوم استیلا و قدرت به نو شدن و آفرینش در ساحت جامعه استعلا می یابد.
همه ما روزی کودک بوده ایم و زمانی در زندگی رسیده است که ناگزیر "یتیم" شده ایم. از لحاظ روانی یتیم شده ایم. آنگاه که کودکی ما در زیر بار تاریکی جهان مدفون شد. کارل یونگ بر در خانه خود نوشته بود: (من یک یتیم هستم!). او همچنین متن لاتینی را که در زیر من ترجمه آن را می آورم به مناسبت ۷۵ سالگی خود در سال ۱۹۵۰ تراشیده و در خانه خود در بولینجن سوییس نصب کرده بود که ادامه این عبارت بر سر در خانه اوست:
"من یک یتیم هستم ... در تنهایی! با اینحال همه جا یافت می شوم. من یگانه هستم ولی با خویشتن در تضاد. همزمان پیرم و جوان! نه پدری شناخته ام و نه مادری ! برای آنکه باید مرا از مرگ بالاکشید چون یک ماهی! و یا آنکه از آسمان سقوط کرده ام چون آن سنگ سپید. در کوهها و جنگلها گذر می کنم و همزمان پنهانم در درونی ترین نهاد آدمیان. من برای هر کس میرا هستم و با این حال چرخه زمان مرا لمس نخواهد کرد! "
گریزی از یتیم شدن و گذشتن از کودکی نیست. در کیمیاگری اصطلاحی است با این مضمون که (کیمیا با یتیم آغاز می شود و با یتیم به پایان می رسد) ولی یتیم در پایان می داند که او برای همیشه فرزند این جهان است. سفر قهرمانی ما در زندگی با پایان یافتن کودکی آغاز می شود و با کشف دوباره آن ، فردیت یافتگی ما امکان پذیر خواهد شد. هر مبارز، کیمیاگر و قهرمان بزرگی در این جهان یتیمی است که در قلب خود کودکی پر از شور زندگی و زیستن را حمل می کند. کودک کلید رستگاری انسانیت است.
بزرگی هر انسانی را نیز تنها می توان از بیداری و سرزندگی این کودک درون شناخت. انسان بزرگ انسانی است که در سینه فراخ او قلبی کودکانه می تپد زیرا بدون قلبی کودکانه ، ذهن در تاریکی و در دورترین نقطه از نور آگاهی قرار خواهد گرفت.
بودا این سخن شگفت را که "قلب یک کودک ، ذهن یک بوداست" اینگونه به پایان می برد: ما باید بیشتر از آنچه به فرزندان خود می آموزیم از آنها درس زیستن را فرا گیریم. آنها در زندگی ما هستند تا به ما زندگی را بیاموزند و هر پدر و مادر آگاهی در پایان سفر خود با فرزندانش می داند که در کنار آنها بزرگتر شده است و به قلب زندگی نزدیکتر.
سفر مرا به در باغ چند سالگی ام برد
و ایستادم تا دلم قرار بگیرد
صدای پرپری آمد
و در که باز شد
من از هجوم حقیقت به خاک افتادم.
"سهراب سپهری"
دسترسی اسلایدها/ اینستاگرام
https://www.instagram.com/p/CzpblC9S2iQ/
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر