خیلی از سخنانی که از مسیر فلسفه بیان می شوند تنها می توانند انسانهایی را مخاطب قرار دهند که در دایره اندیشه تحلیلی و منطقی قرار دارند. ولی سطح دیگری از حقیقت نیز وجود دارد که انسانهایی بسیار متفاوت از انسانهای آنالیتیکال و منطقی آن را درک و زندگی می کنند.
اگر حقیقت را تنها به تفکر تحلیلی کاهش دهیم ، ناگزیر بر آن سطوحی از حقیقت که در دایره تفکر خطی و منطقی ذهن انسانی نمی گنجند چشم خواهیم بست و بر آنها نابینا خواهیم شد.
جهان فراتر از منطق انسانی است و سطوح حقیقت آن لزوما تسلیم تفکر تحلیلی انسان فلسفی نیستند.
ما در جهانی زندگی می کنیم که به باور من به شکل نامتوازنی به تفکر تحلیلی بهایی بیش از اندازه داده شده است.
ممکن است انسانی در اندیشه تحلیلی و فلسفی و حتی بیان باورهای خود توانمند نباشد و همزمان در سطحی دیگر با حقیقت بنیادین جهان ارتباطی عمیقتر از یک فیلسوف داشته باشد.
یک اندیشمند و یا فیلسوف هرگز به واسطه پیچیدگی اندیشه اش و یا توان بیان آنچه می اندیشد لزوما ارتباط عمیقتری با حقیقت زندگی ندارد. گاهی حقیقتی بسیار بزرگتر و ژرفتر در مهربانی و عشق مردمان هر روزه زندگی ماست تا تلاشهای ذهن منطقی یک فیلسوف و یا کلمات فاخر و پر طمطراق یک اندیشمند.
گاهی حقیقت را نه در فلسفه که باید در سادگی یک کودک، شهامت یک مبارز، مهربانی یک رهگذر و دست یاری یک دوست جست و به یاد داشت که تمامی فلسفه تلاشی برای برداشتن نخستین قدم به سوی این حقایق است.
آیدین آرتا

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر