جشن هالووین، کودکان ما و هیولاهای پنهان در تاریکی (بخش سوم)

ولی همه اینها چه ربطی به جشن هالوین و کودکان داشت؟

در جشن هالووین کودکان در شب به در خانه های تاریک محله خود می روند که صاحبان این خانه ها لباسهایی ترسناک برتن کرده اند و خانه را از عروسکها و دکورهای ترسناک پر کرده اند. کودکان باید داوطلبانه به این خانه و این موجودات ترسناک مواجه شوند و پاداش این مواجهه در صورت موفقیت آبنباتها و شکلاتهایی است که به دست می آورند و جمع می کنند.

می توان این غلبه بر ترس و مواجهه داوطلبانه با عمیق ترین ترسهای کودکی را نوعی آشنایی Initiation با توان و شهامت درونی کودکان در مواجهه با تاریکی جهان دانست. چیزی شبیه قهرمان دلیری که به جنگ اژدها می رود و پس از غلبه بر اژدها طلایی را بدست می آورد که اژدها پنهان کرده است. مواجهه قهرمان و اژدها یکی از کهن ترین داستان های اسطوره ای در جهان و مرکزی ترین داستان در سفر قهرمانی Hero’s Journey است.

کودکان در سنت Trick or Treat هالووین می آموزند که داوطلبانه با ترس خود از هیولاها و تاریکی مواجه شوند و این داوطلبانه بودن این مواجهه بسیار ارزشمند است زیرا تمام مطالعات روانشناسی مدرن در رابطه با درمان اضطراب های شدید و فوبیا بر یک اصل مشترک تاکید دارند و آن اهمین مواجهه قدم به قدم و "داوطلبانه" با آن چیزی است که بیمار از آن هراس دارد. تجربه نزدیک من از این مواجهه داوطلبانه و ارزشمند، معنای هالووین را به عنوان تجربه ای مهم و مرجع برای کودکان برای من عوض کرد.

سخن آخر این که دفعه دیگر اگر فرزندمان به ما گفت که از تاریکی و هیولاها می ترسد بیایید با او و خود صادق باشیم و نگوییم تاریکی ترس ندارد و هیولایی نیست و شاید حتی سال بعد در کنار او رفتیم تا هیولاها را در شب هالوین ببینیم و پس از پیروزی در این ملاقات شبانه در تاریکی و ناشناخته توانستیم با دستهایی پر از آبنابتهایی که به غنیمت جمع کرده ایم به خانه برگردیم و این شهامت مواجهه داووطلبانه با تاریکی را درکنار هم جشن بگیریم.

آیدین آرتا