جریان شناسی اندیشه چپ - بخش 7 و پایانی
فراسوی چپ و راست، بازاندیشیِ سیاست ایرانی
آیدین آرتا

در بخش پایانی سمینار، به این می پردازیم که اندیشهٔ سیاسی ایرانی را نمی‌توان به‌سادگی در دوگانهٔ چپ و راست جا داد. این اندیشه در بنیاد خود، راستی‌محور و حقیقت‌محور است؛ از همان جایی که هرودوت می‌گوید ایرانیان نخستین چیزی که به فرزندان خود می‌آموختند «راستی» بود. این راستی همان افقِ اَشا است: نظم روشن جهان، پیوند اخلاق و حقیقت، و زیستن در دایره‌ای که سیاست را از صرفِ قدرت‌ورزی جدا می‌کند و آن را به مسئولیت اخلاقی پیوند می‌زند.

در این بخش توضیح می‌دهیم که حساسیت اخلاقی نسبت به رنج حاشیه‌نشینان، خاموش‌شدگان، پروپاگاندای حکومتی، تحقیر فردیت و خشونت پنهان در زبان، می‌تواند نوعی وجدان افقی و حتی چپ‌گرایانه داشته باشد؛ اما اندیشهٔ ایرانی در همان حال با سیاستی که فقط ساختارشکن است و نمی‌تواند چیزی بسازد، زاویه دارد. جامعه فقط با نقد قدرت ساخته نمی‌شود؛ به نهاد، قانون، حافظهٔ تاریخی، روایت مشترک، رهبری اخلاقی و سلسله‌مراتب مبتنی بر شایستگی نیاز دارد. بنابراین این اندیشه نه شیفتهٔ اقتدار است و نه اسیر فروپاشیِ بی‌ساختار.

از این‌جا مفهوم اصلی بحث شکل می‌گیرد: عمودیتِ معنا‌محور؛ یعنی ساختاری که در آن قدرت باید با فضیلت، شایستگی، داد و مسئولیت اخلاقی پیوند بخورد. شاه در تخیل سیاسی ایرانی، در معنای آرمانی خود، صرفاً دارندهٔ زور نیست؛ حامل نظم، داد، راستی و جهان مشترک مردم است. مشروعیت او از تولید حقیقت نمی‌آید، بلکه از وفاداری به حقیقت می‌آید؛ و زمانی که این پیوند میان قدرت و راستی گسسته شود، مشروعیت نیز فرو می‌ریزد. در این معنا، تخیل تاریخی سیاست در ایران که در شاهنامه نیز بازتاب یافته است، بیش از آن‌که ستایش قدرت باشد، جست‌وجوی نوعی اقتدار اخلاقیِ مهارشده است.

در پایان، بحث به فردیت‌یافتگی می‌رسد؛ به این‌که جامعه با انسان‌های هم‌رنگ، مصرف‌زده و منفعل ساخته نمی‌شود، بلکه با انسان‌هایی ساخته می‌شود که از سطح میل، ترس، انفعال و همرنگی عبور کرده‌اند و به تشخیص، شهامت، مسئولیت و بلوغ رسیده‌اند. اندیشهٔ ایرانی، در این خوانش، نه طرفدار افقی‌گراییِ بی‌ساختار است و نه عمودی‌گراییِ بی‌مهار؛ به دنبال اقتدار بدون استبداد، آزادی بدون فروپاشی، نظم بدون تقدیس قدرت، و کثرتی بدون نیهیلیسم است. این همان مسیری است که می‌توان آن را نه چپ نامید و نه راست، بلکه افق تاریخی اندیشهٔ سیاسی ایران دانست، چیزی که من آن را فراسوی راست و چپ و به شکلی دقیق تر Luminous Axiality / "شید پایگی" در آیین شهریاری ایران می نامم .

لینک دسترسی یوتیوب:
https://youtu.be/Au3Yh64hJWw