جلسه سوم و پایانی گفتگو
انسان و معنای زندگی
از دیدگاه ویکتور فرانکل بنیان گذار مکتب معنا درمانی در روانشناسی
موضوع جلسه سوم: لوگوتراپی (معنا درمانی) چیست؟
در این جلسه چهار جنبش بزرگ در تاریخ روانشناسی و جایگاه لوگوتراپی در میان این جنبشها مورد بررسی قرار گرفته است.
1) جنبش اول: جنبش روانکاوی تحلیلی
Psychoanalytic movement
در این جنبش بیماری عصبی از تعارض خودآگاه و ناخودآگاه بیمار ناشی می شود. این جنبش از منظر جبرگرایی مطلق Pan-Determinism ، روان گرایی Psychologism و فروکاست گرایی Reductionism نهفته در آن مورد نقد قرار می گیرد.
2) جنبش دوم: جنبش روانشناسی شناختی – رفتاری
Cognitive Behavioural Movement
این جنبش که نامهای بزرگی را چون اسکینر، پاولوف، اریکسون و الیس به عنوان روانشناسان برجسته خود در تاریخ روانشناسی دارد با رفتارگرایی آغاز می شود که بر این ایده استوار است که تمام مشکلات عصبی انسانی ناشی از رفتارهای انسانی و این رفتارها خود محصول یادگیری و شرطی شدن هستند و تلاش می کند از طریق نظریه های یادگیری راهی برای برون رفت از این رفتارهای مخرب ارائه دهد.
جنبش شناختی نیز بر این نظریه استوار است که رفتارهای غلط و مخرب و مشکلات عصبی انسانی محصول خطاهای شناختی هستند و حتی احساسات از باورهای غلط منشا می گیرند و راه درمان بیماران از اصلاح این خطاهای شناختی می گذرد.
انتقادات وارد بر این رویکرد و محدودیتهای آن در این گفتگو مورد بررسی قرار می گیرد.
3) جنبش سوم: جنبش انسان گرا و وجود
Humanistic-Existential
روانشناسانی چون مازلو، بوهلر، فروم، راجرز، رولو می و یالوم را می توان از روانشناسان برجسته این جنبش دانست.
اگر جنبش رفتاری- شناختی بیشتر بر تجربه های حسی sensory aspect of experience و داده های بیرونی متمرکز است ، جنبش انسان گرا را می توان متمرکز دانست بر تجربه های درونی ما در زندگی و اینکه چگونه ما می توانیم از آنچه هستیم فراتر رویم. مفاهیم فلسفی چون آزادی اراده، تحقق به ظرفیتهای خود و تجربه های شخصی چون فقدان، مرگ و اضطراب بنیادین زندگی.
4) جنبش چهارم: جنبش فرا-فردی
Transpersonal Psychology
گلمن، والش و ویلبر را می توان از روانشناسان برجسته این جنبش دانست که در چهل سال اخیر ظهور کرده است و در تلاش است هشیاری فرد را با سطح بزرگتری از هشیاری فرا فردی و جهانی متصل کند و هدف آن فراتر رفتن از مرزهای ایگو و فردگرایی در روانشناسی است.
در این روانشناسی مفاهیمی چون هشیاری کیهانی، چرخه مرگ و زندگی و تجربه های عرفانی نیز به فضای روانشناسی ورود می کنند و این جنبش در تلاش است تا روانشناسی را با ایده های فلسفی و سنتهای عرفانی کهن و به ویژه ذن و بودیسم مرتبط سازد.
در ادامه در این رابطه گفتگو خواهیم کرد که چگونه لوگوتراپی از نهضت سوم برخاسته ولی در تلاش است که مفاهیمی را از جنبش چهارم نیز بپذیرد به همان شکل که روانشناسی یونگ نیز در تلاش میان ایجاد پلی است میان جنبش اول و جنبش چهارم. شباهتها و تفاوتهای بنیادین لوگوتراپی و روانکاوی تحلیلی یونگ نیز در این بخش مورد بررسی قرار گرفته اند.
در بخش پایانی گفتگو نیز مروری داشته ایم بر بنیانهای فلسفی و ایده های اصلی لوگوتراپی (معنادرمانی).

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر