هیچ تیری به این پرنده نخواهد رسید
رابرت اینگرسول وکیل، سخنران، فعال اجتماعی، یکی از شناخته شده ترین شخصیتهای جنبش آزادی اندیشه و بیان و یکی از سرشناس ترین مبارزان لغو برده داری در قرن نوزدهم امریکاست. من متن زیر را که گزیده ای از یکی از مقالات درخشان او با عنوان اهمیت فردیت در تمدن است ترجمه کرده ام تا لذت خواندن آن را با شما شریک شوم.
" در هر دوره ای مردان و زنانی هستند که شهامت اندیشیدن مستقل از دیگران و بیان آنچه را که به آن باور دارند یافته اند. گمان دارم این ماژلان بود که گفت کلیسا می گوید زمین مسطح است ولی من خود شخصا در مطالعه آسمان سایه زمین را بر ماه دیده ام و این سایه را مسطح نیافته ام و حقیقت این است که من حتی به سایه ای که خود مشاهده کرده ام، بیش از آنچه کلیسا به من می گوید که باید باور کنم ایمان دارم!
همه ما باید به یاد داشته باشیم که معنای حقیقی به دیگران شبیه بودن ، شبیه نبودن به خویشتن است. هر آنچه ارزشمند در تاریخ تمدن بشری از هنر، علم و فرهنگ تولید شده است از یک نفرهایی بوده است که فردیت منحصر به فرد خود را کشف وبه تمدن بشری بخشیده اند. جهان خود تجسم گوناگونی است. هیچ دو انسانی هرگز شبیه هم نبوده اند چنان که هیچ دو برگ درختی حتی به طور کامل شبیه هم نیستند. جهان گوناگونی را به جشن نشسته است زیرا از این گوناگونی است که زیبایی و حقیقت خلق می شود و در چنین جهان رنگارنگی، یگانگی و منحصر به فرد بودن هر انسانی باید که به نیرویی قدرتمند برای تبلور بیشتر حقیقت و زیبایی بدل شود.
در جامعه ای که هر انسانی در آن فردیت خود را برای هم رنگ شدن با جماعت از میان بردارد، در حقیقت هر انسانی می پذیرد که زندانبان خویشتن گردد و در چنین جامعه ای سرکوب صداقت و جستجوی آزادانه فرد در جامعه برای درک و پرسش از اندیشه ها تنها سرکوب آزادی نیست بلکه نابودی پویایی و اتحاد درونی یک جامعه است. در چنین جامعه ای هر درخواستی برای اصلاح سندی برای خیانت به تفکر حاکم تلقی خواهد شد زیرا هیچ کس نباید چیزی جز آنچه از او خواسته شده است تا بپذیرد را بیندیشد.
همه ما باید فرمان استبداد به نیاندیشیدن را رد کنیم و حاضر به فروختن اندیشه آزاد خود به بردگی نشویم. آنان که همه را تنها به رنگ خود و برده باور خود می خواهند هرگز قدرت و جسارت این را نخواهند یافت که چشم در چشمان مردمان و رو در روی جمعیت غیرقابل قبول ترین، غیرقابل باورترین و غیرانسانی ترین سخنان را به نام قانون اجتماعی لازم به اطاعت بیان کنند اگر که اکثریت این مردمان تنها نشان دهند که هر یک فردیتی مستقل و اندیشه ای آزاد و متفاوت از نهاد استبداد دارند. اگر تنها نشان دهند که تعهد فردی آنان به دیگران، اندیشیدن مستقل و بخشیدن استعدادهای یگانه خود به جامعه است و نه دفاع از تفکری که از آنها خواسته شده است که بدون پرسش از چیستی و چرایی آن به عنوان عضوی از گروه از آن دفاع کنند.
سرکوب صداقت شرم آور ترین سرکوب هاست و ارزان ترین معامله ای که هر انسانی می تواند با دیدن این سرکوب به آن تن دهد، فروختن ارزان راستی است به دروغی که از ما خواسته شده است تا آن را از خود پنهان کنیم. آیا چیزی وحشتناک تر از این وجود دارد که به درون خود بنگرید و دریابید که تمام آنچه باور دارید تنها آنچیزی است که به شما گفته شده است و برای یافتن ارزشهای خود ناچارید که به حافظه خود رجوع کنید؟ اینکه به گله های انسانی فاقد فردیتی متعلق باشید که فریاد مرگ بر و زنده بادشان را تکرار می کنید و از پی آنها فریاد می کشید اعدام و مصلوبش کنید چون دیگران چنین می خواهند و چنین می کنند. اینکه روزی در پایان راه دریابید که تنها کار ارزشمندی که برای پیشرفت راستی درجهان انجام داده اید ترک آن بوده است!
هیچ چیز باشکوه تر و زیباتر از این نیست که بی توجه به تنهایی خود جستجوگر صادق حقیقت باقی بمانید و بتوانید که در آینه به خود بنگرید و آن یک نفر را ببینید که نیروهای راستی در جهان بدون شمردن شما یک نفر را کم داشتند. اینکه بتوانید در خلوت خود به خود بگویید که حداقل اگر نتوانسته اید از دستان و پاهای خود و مردمان زنجیر برگیرید توانسته اید اندیشه خود را از زنجیرها رها سازید. اینکه ذهن شما دیگر نه دیواری می شناسد و نه زنجیری و نه در زندانی می گنجد. اینکه بتوانید قدرت خود را ببینید که هیچ زندانی نمی تواند آنچه را شما در خود ازاد ساخته اید به بند کشد و هیچ چکمه ای نخواهد توانست آنچه را رهایش ساخته اید لگد کوب کند و هیچ تیری هرگز به پرنده ای که از قفس رها ساخته اید نخواهد رسید. "
آیدین آرتا
فوریه 2020
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر