هری فرانکفورت فیلسوف معاصر امریکایی مقاله ای دارد با نام “On Bullshit” که در سال 1986 منتشر شده است. یافتن معادلی خوب برای واژه Bullshit در پارسی کاری است که هم آسان است و هم دشوار. آسان است از این نظر که ما در زبان روزمره خود برای آن معادلهای آشنایی داریم، ولی در زبان ادبیات نوشتاری و تحلیلی واژه ای مناسب برای بیان عمق آنچه این پدیده با ذهن ما انجام می دهد وجود ندارد.
من از هوش مصنوعی کمک خواستم تا با توجه به توصیف Bullshit از منظر فرانکفورت به من واژه ای پارسی و جدید را پیشنهاد دهد. واژه ای که هوش مصنوعی خلق کرد و پیشنهاد داد "تارکوبی" بود! اگرچه ابتدا به نظرم کمی عجیب آمد ولی پس از کمی تامل در بررسی فلسفی دلیل انتخاب این واژه، من هم این واژه برساخته توسط هوش مصنوعی که شاید نخستین نمونه آن در زبان پارسی باشد را پسندیدم و در ادامه این متن، از واژه "تارکوبی" به جای Bullshit استفاده خواهم کرد.
از منظر ساختاری، واژه "تارکوبی" را این گونه می توان تحلیل واژه شناسی کرد که کسی که در حال Bullshitting است، بر "تاریکی" و "ابهام" معنا و گفتمان می افزاید و با این عمل، دیگران را در "شبکه" ای از اطلاعات بیهوده و پوچ گرفتار می کند که هیچ نسبتی با حقیقت و مسائل اساسی جهانی که در آن زندگی می کنیم ندارند.
واژه "تار" در "تارکوبی" همزمان به "تاریکی، ابهام و شبکه اطلاعاتی" که چون "دام" عمل می کنند اشاره دارد و "کوبیدن" در این ساختار، عملی آگاهانه و فعالانه است که با "گفتن" منفعلانه و ناآگاهانه تفاوت دارد. زیرا هدف بنیادین و نهایی تارکوبی، کشیدن مخاطب به این شبکه مبهم و خالی از نور معناست.
ولی هری فرانکفورت در این کتاب در رابطه با "تارکوبی" Bullshitting به ما چه می گوید؟
👇 ادامه را در زیر بخوانید

نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر