حقیقت این است ما در برابر رنج ایمن نیستیم. رنج واقعيت گریز ناپذیر زندگی ماست و امکان رهایی از آن وجود ندارد.
ما انسانها در مواجهه با رنج و بیداری کهن الگوی یتیم درون، روش‌های مختلفی برای پاسخ به آن برمی‌گزینیم؛ اما روشی که برمی‌گزینیم در تمام زندگی با ما خواهد ماند .

راه ساده تر آن است که در مواجهه با یتیم درون که در قالب احساس سرخوردگی، یأس، رنج، سنگینی و محدودیت به ما بازمی‌گردد ، به انواع مختلف اعتیاد مانند الکل، داروهای خواب آور، اعتیادآور و شبکه های اجتماعی، برای رهایی از رنج آن روی بیاوریم. اما در این روش در حقیقت اعتیاد را به والدینی برای يتيم که در جستجوی والدین خویش است بدل ساخته و به او از این طریق پاسخ داده ایم . بدین ترتیب بارها و بارها به همین نقطه بازمیگردیم و هیچگاه از آن فراتر نخواهیم رفت و با انتخاب اینکه در مواجهه با یتیم در سطح کودک ابدی بمانیم ، ناتوان از آموختن از رنج خواهیم ماند .

راه حقیقی و دشوارتر اما آن است که با رنج بمانیم و یتیم را با آموختن و هنر ورزیدن پاسخ گوییم. اگر شهامت آسیب پذیر بودن را بپذیریم و با نظم ماندن و از رنج گریختن، تنها انتخاب ما نباشد، تاب آوردن رنج و امکان آموختن از آن را با جاری ساختن درک خویش از آن در هر زمینه ای که قادر به بیان آن هستیم، می یابیم .
هیچ تضمینی برای حقیقی بودن هیچ انتخابی نیست اما در نهایت یا انتخاب میکنیم کوچک‌ و رشد نایافته باقی بمانیم یا می پذیریم که آسیب پذیر باشیم و رشد کنیم.

درون هر یک از ما صدایی است که ما را به چیزی بزرگتر فرا می‌خواند. ناتوانی ما در تحقق خواسته های این ندای درونی و عدم درک ما از اینکه چگونه این مسیر را رویم ما را به وادی سرد و تاریک افسردگی می‌کشاند.
در کیمیاگری، رسیدن به مرحله‌ ی سیاهی یک دستاورد است و افسردگی همان مرحله ی سیاهی و سرب در کیمیاگری است. کسی که به افسردگی نرسد دستاوردی ندارد؛ چرا که افسرده بودن به این معناست که ندایی در درون ما وجوددارد که ما را به تغییر فرا می‌خواند. اگر عمیقا بپذیریم آن چیزی که یتیم در جستجوي آن است در خارج از ما نیست بلکه جایی در ژرفای وجود ماست،تمامی نیرو و انرژی خود را به درون برمی‌گردانیم و همه ی وجود خویش را حتی اگر آنرا بی ارزش می پنداریم، به تمامی می‌پذیریم و در آغوش میگیریم و با آتش و چکشی از گرما و قدرت درون، بر طلا ساختن سرب سنگین و سیاه افسردگی تمرکز میکنیم و فرایند کیمیاگری روح را ادامه می‌دهیم تا سرانجام روح حقیقی ما باززاده و با ما متحد شود و این اتحاد به معنای دستیابی به خویشتن حقیقی ماست.

آیدین آرتا