حقیقت این است که انسانها به یکدیگر می گویند اهمیت زیادی برای یکدیگر قائلند ولی اگر خوب بنگرید هیچ ارزشی برای یکدیگر قائل نیستند و قلبی مهربان می تواند برای دیگران آنگونه که می توانند باشند ارزش قائل باشد بی آنکه هیچ اهمیتی به آن وجود ناکاملی که امروز هستند بدهد. انسانها با خود نیز چنین رفتار می کنند که به خود اهمیت می دهند بی آنکه هیچ ارزشی برای خود قائل باشند و اینگونه است که به خود آنگونه که هستند تسلیم می شوند و ارزش آنچه را که می توانند به آن بدل شوند در نمی یابند.
پدر و مادری مهربان برای فرزند خود ارزشی بسیار قائلند ولی اهمیتی نه به خطاهای او که ریشه در کوچکی او دارند می دهند و نه به خواسته هایی که از عدم بلوغ و ناتمامی او بر می خیزند. و چنین است یاری مهربان و رفیقی مهربان و عاشقی که مهربانی را رهبر خود در کشف راه عشق قرار داده است.
از گوته کلامی است با این مضمون که " با انسانها آنگونه که هستند رفتار کن تا آنگونه که هستند باقی بمانند. با انسانها آنگونه رفتار کن که می توانند و باید باشند تا به آن بدل شوند که می توانند و باید باشند." و من این کلام ژرف را اینگونه تاویل می کنم که با تمام انسانها بر اساس نور نهایی وجودشان رفتار کن زیرا خویشتن خویش آنان چیزی جز خویشتن خویش خود تو نیست. به به چیزی عمیق تر از آن منی که می شناسند و به تو عرضه می کنند بنگر و در عمق آن چیزی ارزشمند را خواهی یافت که سوی عمل خود را آن قرار بده. مهربان بودن دیدن این نور و پاسداری از این نور در وجود خویشتن و دیگر انسانهاست.
هر زمان که ما مهربانی ، شهامت و خرد را برمی گزینیم در جهان اطراف ما نور عشق، شهامت و دانایی نیروی بیشتری می یابند و موجهای هر مهربانی کوچک ما به دوردست هایی می رود که آن را نیم بینیم ولی می تواند بارها و بارها قدرتمندتر نیکی را در جهان باززایش ببخشد.
نوشته خود را با این کلام فیلو الکساندریا به پایان می برم که یک قرن پیش از میلاد مسیح چنین نگاشت که با همگان مهربان باش زیرا هرکه را که می بینی در نبرد با رنجی است که تو از آن آگاه نیستی. هرگاه که امکان پذیر است مهربانی را از هیچ کس دریغ نکن و این همیشه امکان پذیر است!
آیدین آرتا
بهمن 1398
نظرات
در حال بارگذاری…
ارسال نظر