حجاب بان ها
و مقاومت‌های هر روز زندگی

خبر را همه می دانند افزایش حضور حجاب بان ها در ایستگاه‌های مترو و فیلمبرداری از مسافران با هدف اِعمال حجاب اجباری!
پرسش اکنون اين است که انتخاب جامعه چه خواهد بود؟

ما مردم ، تنها زمانی قدرت خود را از دست می دهیم که باور کنیم هیچ قدرتی نداریم! بزرگترین اسلحه سرکوبگر، هیچ چیز جز ذهن فرد سرکوب شده نیست.

بيایید داستانی تاریخی را مرور کنیم.
در سال ۱۹۵۵، یک حرکت مدنی بزرگ در شهر مونتگومری، ایالت آلاباما، در آمریکا آغاز شد.
این حرکت، که تحت رهبری مارتین لوتر کینگ قرار داشت، به عنوان تحریم اتوبوس‌های آلاباما شناخته می‌شود.

تحریم به دنبال دستگیری رزا پارکز، زنی سیاه‌پوست آغاز شد، که حاضر نشد جای خود را به یک مسافر سفیدپوست در اتوبوس بدهد. این حادثه باعث شد که جامعه سیاه‌پوستان تصمیم به تحریم سیستم اتوبوس‌رانی شهر مونتگومری بگیرند.

تحریم، که بیش از یک سال طول کشید، نشان‌دهنده قدرت همبستگی و مقاومت خشونت‌پرهیز این جامعه سرکوب شده و مورد تبعیض قرار گرفته در برابر نژادپرستی بود. این تحریم نه تنها به بهبود شرایط سیاه‌پوستان در مونتگومری کمک کرد، بلکه به عنوان الهام‌بخش دیگر حرکات حقوق مدنی در سراسر ایالات متحده شناخته شد.

مارتین لوتر کینگ، که در آن زمان جوان بود، به عنوان یکی از رهبران اصلی این حرکت شناخته شد. او توانست با پایداری خود بر حقوق مدنی سیاهان، به مبارزه برای برابری و عدالت اجتماعی شتاب بخشید.

حقیقت این است که تحریم مترو در صورتی نمایشی موثر از اتحاد اجتماعی خواهد بود که مردان ایرانی نیز در این تحریم با زنان همراه شوند. ولی چرا این امر تا امروز در موارد مشابه مثل ممنوعیت ورود زنان به استادیوم ها ، با تحریم تماشا و عدم شرکت در مسابقات توسط اغلب مردان همراه نشد ه است؟

نگاهی به تاریخ جنبشهای مدنی زنان در ایران به طور مثال جنبش حق تحصیل زنان در پایان سلطنت قاجار ، نشان می دهد که تنها تعداد محدودی از مردان با این جنبش همراه شدند ولی زنان در نهایت با تکیه بر پایداری خود به پیروزی رسیدند.

شکی نیست که جامعه مردان ایران، مشابه جامعه مردان زمان قاجار نیست و دلیل آن هم همان زنانی هستند که با یک قرن تحصیل و پیشرفت خود مردانی متفاوت و پیشروتر از مردان نسل‌های گذشته پرورش داده اند.

چالش بزرگ اصلی جامعه ما به باور من بیش از هر چیز در حال حاضر، فقدان رهبران موثر اجتماعی چون مارتین لوترکینگ است. او توانست با پایداری خود بر حقوق مدنی سیاهان، به مبارزه برای برابری و عدالت اجتماعی شتاب بخشید و این کارکرد مهم اجتماعی رهبران خشونت پرهیزی چون او در بسط حقوق و آزادی های اجتماعی است.

میشل دو سرتو، دانشمند فرانسوی، در کتاب "عمل روزمره زندگی" (1980)، به بررسی تاکتیک‌های مقاومت روزمره پرداخته است.
او معتقد است که در فقدان رهبری منسجم، افراد در زندگی روزمره خود از طریق استفاده خلاقانه و غیرمنتظره از منابع و فضاهای موجود و به صورت فردی مقاومت خود را بروز می‌دهند.

به طور مثال به جای تحریم مترو در مترو حضور می یابند و زمانی که می توانند در این فضا از پوشش اجباری خود داری می کنند و با این کار جایی را که باید حوزه عمل سرکوب باشد، به حوزه مقاومت خود بدل می کنند.

اين شکل از مقاومت را که خلاقانه ، فرد محور و پراکنده است اصطلاحا "تاکتیک دوسرتو" می نامند که در مقابل مقاومت استراتژیک به طور مثال تحریم مترو قرار می گیرد. به نظر می رسد جامعه ما در شرایط حاضر این شکل از مقاومت را انتخاب کرده است که به باور دوسرتو خلاقانه سرکوب را تحلیل می برد.

ما در طول سال گذشته تقریبا پیوسته و هر روز این شکل از مقاومت را دیده ایم که تنها گوشه ای از آن به اخبار راه می یابد مانند خبر امروز در رابطه با حجاب اختیاری دانشجویان پردیس شریف در مراسم فارغ التحصیلی از دانشگاه! بهای فردی "تاکتیک‌های دوسرتو" سنگین است ولی انعطاف پذیرتر و در گستره کلی خود، سرکوب اجتماعی آن دشوارتر است، و مقاومت را زنده و جاری در هر کوچه و خیابان نگاه می دارد.

آنچه یقین است این است که حجاب اجباری سرانجام در جامعه ما دیر یا زود به تاریخ خواهد پیوست و نسلهای آینده با حیرت به تاریخ ما خواهند نگریست، همانطور که ما با شگفتی به دورانی که زنان حق تحصیل و یا رای دادن نداشتند می نگریم و همه اینها در ظرف کمتر از صد سال به تاریخ پیوسته است. همه آنچه امروز بدیهی تلقی می شود با مبارزه قهرمانانه یک نفرهایی ممکن شده است که برای این بدیهی مبارزه کردند.