فردیت بزرگترین شهامت زندگی است و این شهامت نیرویی حتی بزرگتر از شجاعانه در برابر تانک ایستادن را در خود نهفته دارد. نیرویی که به ما امکان می دهد که از ظرفیت حق انتخاب آزاد در زندگی خود بالاترین بهره را بگیریم و این با شکوه ترین وجه حیات انسانی است. نیرویی که می تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد و آینده را از گذشته جدا سازد.

در پایان مایلم صحنه ای زیبا از فیلم انجمن شاعران مرده Dead Poets Society را با شما شریک شوم . در این صحنه رابین ویلیامز نقش معلم آزاد اندیش و شجاعی به نام جان کیتینگ John Keating که زندگی دانشجویانش را متحول کرده است بازی می کند. او که بر اساس نامه ای که همه دانشجویان تحت فشار امضا کرده اند از مدرسه اخراج شده و به کلاس می رود تا پس از جمع کردم وسایلش مدرسه را ترک کند. در این صحنه که همه دانش آموزان تحت استبداد و خفقان از ترس و شرم سر به زیر دارند یکی از دانش آموزان (تاد) بلند می شود و روی میز می ایستد و با به چالش کشیدن خفقان و استبداد حقیقت را می گوید و به کیتینگ با خواندان شعری به نام Oh Captain, My Captain درود می فرستد.

در این لحظه سایر دانش آموزان که هیچ یک جرات سر بلند کردن را نداشتند یکی بعد از دیگری بلند می شوند و روی میز می ایستند و با دانش آموز اول که قهرمانی است که سکوت را شکسته است هم صدا می شوند.

پیام نیرومند این صحنه شورانگیز و به یادماندنی این است که "درست آنجا که هیچ قهرمانی نیست باید که برخیزیم و آن قهرمان باشیم" و این سرافرازانه ایستادن ما در کنار حقیقت و راستی سکوت فراگیر تاریکی را در هم خواهد شکست. ولی برای این که توان ایستادن و به تنهایی "نه" گفتن را بیابیم نخست باید به دروغ گفتن به خود پایان دهیم و پیوسته با خود این سخن سولژنتسین را تکرار کنیم که :
" اگر نتوانم ورود دروغ و ناراستی به جهان را مانع شوم و حتی اگر دروغ در نهایت پیروز شود، اجازه نخواهم داد که بر من غلبه کند!".

آیدین آرتا