دوره روانشناسی ژرف و کهن الگویی - جلسه چهارم/ بخش دوم (2-4) –کهن الگوی یتیم ابدی یا ضعیف
Archetype of eternal orphan/weakling
آیدین آرتا

در هر یک از ما یتیمی ابدی خانه دارد که خانه، حمایت و امنیت کودکی خود را گم کرده است. هر یک از ما بارها در لحظاتی از زندگی خود این احساس را داشته ایم که در برابر پیچیدگی زندگی و مشکلات آن تنها، ضعیف و ناکافی هستیم و این ناکافی بودن را چون احساس گناهی ازلی و ابدی تا پایان با خود به همراه خواهیم داشت.

در بخش اول از جلسه چهارم که به کهن الگوی یتیم و بیان مقدمه ای از اختصاص داشت، ویژگی های این کهن الگو و احساسات پیچیده ای را که با آن در ارتباط است و یا از آن ریشه می گیرد به اختصار مورد بحث قرار دادیم و به این پرداختیم که چگونه کودکی آرام، جادویی، حمایت شده و پر از امنیت و پناه ما دیر یا زود در برابر اژدهای آشوب و دشواری ها و پیچیدگی های زندگی به کهن الگوی یتیم سقوط خواهیم کرد .

فضایی روانی که ما در آن برای نخستین بار در زندگی از لحاظ روانی یتیم بودن را تجربه می کنیم و سپس بارها و بارها به این دروازه ی جهان زیرین باز خواهیم گشت.

بخش دوم از جلسه چهارم که ادامه مبحث جلسه قبل را پیش می گیرد به این پردازد که اصولا ما در برخورد با پیچیدگی های زندگی و پس از قرار گرفتن در فضای روانی یتیم چهار امکان را پیش روی خود خواهیم داشت:

1) باقی ماندن در فضای روانی یتیم و سقوط به کهن الگوی یتیم ابدی یا ضعیف

2) پسگرد به ناهشیاری و بازگشت به رشدنیافتگی و ماندن در کودک ابدی و یا حفظ حس عمیق از رنجش و خشم و زخمی بودن و سقوط به کهن الگوی قربانی

3) تورم منیت و در اگوسنتریزم و خودمحوری خام و مطلق ماندن

4) و یا انتخاب وضعیت چهارم که حرکت به سوی فردیت و خویشتن خویش است

بخش دوم از جلسه چهارم در ادامه به نخستین وضعیت یعنی سقوط به کهن الگوی یتیم ابدی یا ضعیف می پردازد. ماندن در وضعیت یتیم ابدی و کهن الگوی ضعیف وضعیتی روانی است که در آن ما در احساس ضعیف بودن، بی پناهی، حس گناه عمیق از بدل نشدن به انچه می توانستیم باشیم و انجام ندادن آنچه می توانستیم محقق سازیم و همزمان حسی عمیق از درماندگی، ناکافی بودن، ناامیدی و بدبینی و بی پناهی گرفتار می آییم.

ضعیف دروازه دوزخ درون و ورود به کهن الگوهای سایه است و از به دام افتادن در ویژگی های آن است که اندک اندک ما به خانه نشینان ابدی تنهای جهانی تاریک در درون خود بدل می شویم که اگرچه ایمان خود را به نور از دست داده ایم ولی همزمان در آتش عطش نیازی پاسخ داده نشده برای حرکت به سوی آن می سوزیم.

خود را ضعیف می پنداریم در حالیکه در درون خود سرشار از احساس گناهیم برای محقق نساختن آنچه می توانستیم باشیم و این احساس گناه چون نیشی دردناک بر روح تا پایان بر ما زخمه می زند که برخیز و خود را محقق ساز پیش از آنکه فرصت به پایان رسد.

در بخش سوم که به زودی به آن خواهیم پرداخت فضای روانی جایگزینی را مورد بررسی قرار خواهیم داد که خود می تواند از فضای روانی ضعیف آغاز شود و یا بصورت مستقل توسعه یابد و آن پسگرد به ناخودآگاه است. فضایی که در آن ترجیح می دهیم نبینیم و ندانیم و یا در جهل و سادگی و آسانی ندانستگی بمانیم و یا در انکار نقش و مسوولیت خود برای عبور از کهن الگوی یتیم و حرکت بسوی فردیت به دام افتیم.

باقی ماندن در حسی عمیق از زخمی بودن، رنجش و خشم که سرانجام ما را در فضای روانی قربانی نمک سود خواهد کرد.
لینک دسترسی به فایل تصویری از کانال یوتیوب:
https://youtu.be/WPlyOCfbbqI